سلام مهمان عزیز

اگر من را می بینی , این بدان معنی می باشد که هنوز در سایت ثبت نام نکرده یا  وارد نام کاربری خود نشده اید. برای استفاده از انجمن و استفاده از تمامی امکانات آن می بایست در انجمن عضو شوید. عضویت در انجمن رایگان و در کمتر از 30 ثانیه امکان پذیر می باشد.

برای عضویت کلیک کنید : عضویت

برای ورود کلیک کنید : ورود





هرمنوتيك حقوقی
زمان کنونی: 11-24-2014, 11:25 PM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: احسان امیربیک
آخرین ارسال: احسان امیربیک
پاسخ 1
بازدید: 1140

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هرمنوتيك حقوقی
03-27-2011, 05:22 PM
ارسال: #1
هرمنوتيك حقوقی
هرمنوتيك حقوقی
هرمنوتيك حقوقي رشته ای است که از راه مقايسه با رشته مرتبط با آن يعني خطابه ﻗﻀﺎﻳﻲ )forensic rhetoric (ﻛﻪ عبارت از مطالعه، استدﻻل و متقاعدسازي شفاهي در دادگاه است، به مطالعة تفسير و معناي حقوق مكتوب مي پردازد . بهترين تعريف براي هرمنوتيك حقوقي اين است كه رشتهاي است كه به مطالعه متن مي پردازد و سابقة آن به زمان تدوين كﻼسيك حقوق يونان و روم باستان باز مي گردد .هر چند واژة هرمنوتيك برگرفته از پيام آور خداي ــ هــرمس ــ است و ارسطو آن را براي عنوان يك اثر خـــود در رابطه با منطق تفسير به كار برده )Peri hermeneias (اما هرمنوتيك در واقع با رواج و پذيرش حقوق روم در قرون وسطي ظهور يافت .سنت حقوقي روم به طور عمده سنتي مبتني بر ius scriptum يا حقوق مكتوب و متشكل از قوانين و مقررات مدوّن بود .حفظ، تفسير، و انتقال متون مهم حقوق روم منجر به ظهور رشته خاص هرمنوتيك گرديد .كار آن حفظ، مقابله، ترجمه و به كارگيري متن هاي پراكندة قديمي و خارجي )ﻻتين ( مربوط به سنت حقوقي در شرايط كنوني و بومي بود كه به لحاظ زمان و مكان بسيار متفاوت از شرايط اصلي حقوق مكتوب بود .در دوره هاي بعد و به ويژه در دوران بحران يا نوسازي سنت حقوقي، مشكﻼت متن، تفسير و معنا در قوانين، منجر به احياي دغدغه ها و سنت هاي هرمنوتيك حقوقي گرديد.
1ـ حقوق، لغت شناسي و هرمنوتيك نخستين معناي واژة ”هرمنوتيك “ برگرفته از نقش خداي يونان، هرمس، است كه گفته شده پيامهاي خدايان را به عالم فاني مي آورد .هرمس زبان خدايان را به صورت گفتار انسان ها ترجمه مي كرد و به همين دليل به اتفاق همتاي ﻻتيني خود، مركوري، نماد كار ترجمه بين نظامها، زمان ها و مكان هاي مختلف گرديد، تا جايي كه هرمس حامل و ابﻼغ كننده سخنان، فصاحت و اقتدار خدايان بود و وظيفه او هميشه به مسئلة حقوق پيوند خورده بود .هرمنوتيك، بنا بر كلي ترين تعريف خود، مشكل معنا و تفسير را با دسترسي به منبع الهي و روح تمام قوانين بشري شناسايي نمود .ﭘﺲ هرمنوتيك، فن تفسير را با فن آشكارسازي و ترجمة پيامهاي غريب يا پنهانِ خداوند يا نويسنده ديرآشناي قوانين مرتبط ﺳﺎﺧﺖ .هر چند الگوي عمدة هرمنوتيك ادبيِ پس از دورة يونان و روم باستان، الگوي الهياتي بود و به تعبير و تفسير متون مقدس و شرعيات يا قوانين كليسا اهتمام داشت، اما سنتي از هرمنوتيك حقوقي نيز به موازات آن وجود داشت . الگوي عرفي هرمنوتيك حقوقي در آغاز و تقريباً به طور متناقض، پيرامون دو مجموعه قوانين عمدة حقوق روم، ”الواح دوازده ﮔﺎﻧﻪ“)The Twelve Tables (متعلق به قرن پنجم قبل از ميﻼد و ”مجموعه قوانين مدني “)Corpus iuris civils ( متعلق به قرن ششم شكل گرفت .اين دو مجموعه قوانين، اگرچه از نظر شكل كامﻼً متفاوت بودند، هر دو مي كوشيدند مجموعه قوانين الهي و مطلق را به گونه اي بيان كنند تا نيازي به تفسير نباشد .الواح دوازده گانه، به موضوعات حقوقي مورد اختﻼف مـــي پرداخت و هدف از آن اين بود كه با استفاده از كتابت، حل و فصل اين گونه مسايل را از دست پاپ، كه مفسر قوانين بود، خارج كند .امپراتور روم شرقي، ژوستنين، نيز مجموعه قوانين گستردة حقوق روم را به طور رسمي اعﻼم كرد و اين دستور خود را ضميمة آن نمود كه :”هيچ كس ـ نه آن هايي كه در حــال حاضر مجري قـوانين هستند و نه آنهايي كه در آينده مـجري قانون خواهند بود ـ نمي تواند تصور نگارش تفسير بر اين قوانين را به خود راه دهد“؛ اندكي بعد در توضيح آن، آورده شد كه تفسير و تحريف قانون يكسان تلقي مي شود . بنابراين حقوقدان يا كسي كه در حوزة هرمنوتيك حقوقي كار مــي كرد، در اصل بايد قانون را شناخته و از آن اطاعت مـــي كرد نه اين كه آن را تفسير مي نمود؛ دقيقاً به دليل آنكه مرجعيت قانون بسيار بيش تر از هر گونه تفسير بود. اما هرمس، سارق هم بود :او كﻼم خدايان را سرقت كرده در بافتي سكوﻻر و نو ارايه كرده بود .گذر زمان و تغيير شرايط و اوضاع و احوال اجراي قوانين، مقتضي تفسير آن است .هر جا كه شرايط تغيير مي كرد يا زمان باعث مي شد كه حقوق مكتوب كمتر با بافت جديد تناسب داشته باشد، قاضي مجبور بود نخست با استفاده از فرض و سپس با قياس، آن را اجرا ﻧﻤﺎﻳﺪ .بنابراين فن هرمنوتيك به طور پنهان به صورت مكمل حقوق مكتوب و وضع معاني جديد در قالب بازسازي متن عمل مي كرد و ضمناً اختيار قانونگذار را به سرقت مي برد هرچند اين كار در پوشش نظارت يا در قالب خودپنهان سازي مفسر حقوقي صورت مي گرفت. هرمنوتيك حقوقي، در دوره هاي يونان و روم باستان، و به ويژه در زمان پذيرش حقوق روم در قرون وسطي يا ”انقﻼب قرن دوازدهم در تفسير “از حيث بازسازي واژه شناختيِ ”ﺣﻖ “يا معناي لغوي و تحت اللفظي متون حقوقي، شكل اجراي عملي به خود گرفت .به دليل محدوديت ناشي از ممنوعيت تفسير، مفسرين قانون فقط مي توانستند قوانين حقوقي را به لحاظ دستوري و گرامري و به صورت كلمه به كلمه شرح و توضيح دهند .كار آن ها هماهنگ و نظام مند ساختن ميراث قديمي و پراكندة متون قانون از طريق درك جزئيات آن به گونه اي عميق تر و يافتن راههاي اِعمال آن در شرايط و بافت عصرِ بعد بود .شارح، نمونة ايده آل مفسر حقوقي، كارشناس متبحر معنا اما گمنام، و لغت شناس در زمينة حقوق بود كه ادعا داشت بدون هر گونه مداخله بين لفظ قانون و هدف آن، شرايط و قواعد حقوق مكتوب را بازسازي و هماهنگ مي ﻛﻨﺪ . به اين ترتيب، هرمنوتيك، رشته اي بود كه از سنت و متن حفاظت ميكرد.
2ـ هرمنوتيك و حقوق )jurisprudence( شخصيت هايي نظير هرمس و مركوري همچنين حكايت كننده از گذر و تغيير، تردستي، و پرواز كلمات هستند :هرمس ومركوري هم نگهبان هستند و هم اجازة ورود مي دهند، هم حفظ مي كنند و هم خَلق .بُعد ديگر هرمنوتيك حقوقي به سرعت و گريز يا گذر يك قانون مربوط مي شود؛ قانوني كه هميشه داراي دو چهره يا تقسيم شده بين منابع الهي و انساني خود تلقي مي شد .بنابراين هرمنوتيك با جادو يا هنر نمايش حقوقي و به گفتة كوك، )Coke (با واژه هاي مندرج در قانون نيز ارتباط دارد كه در پس ظاهر عوامانه خود قاموسي از معاني هنري و حقايق عالمانه را پنهان ساخته است .از اين لحاظ هرمنوتيك همواره به طور بالقوه رويه اي سياسي و مداخله گرايانه بوده كه طي آن مفسر قانون، معاني جديدي را خلق مي كرد و كاربردهاي جديدي را براي ـ به قول بيكن )Bacon (ـ نثر سرد، واژه هاي خسته يا حروف مردة حقوق مدون به كار مي برد .اين مفهوم قوي تر و مدرن تر هرمنوتيك حقوقي در واكنش به روش تفسير لفظي توسعه يافت و
بيشتر از طريق كشف مجدد سنت و قانون يونان و روم باستان در دورة رنسانس ظهور يافت .اومانيسم حقوقي، روش تفسير لفظي را كه مبتني بر عدم تفكر يا احترام ”احمقانه “به گردآوري و افزودن بر حقوق روم در دورة پس از يونان و روم باستان بود، به باد انتقاد گرفت و در عوض به منابع باقيمانده از خود حقوق روم روي آورد .اومانيسم به جاي اطاعت كوركورانه اي كه شارحين از متن و لفظ قانون مي كردند، به دنبال فهم قانون بر اساس بافت بيان تاريخي آن بود .ﺑﻪ ﮔﻔﺘﺔ فرانسوا هاتمن، )Francois Hotman ( حقوق روم الگوي مناسبي براي حقوق جديد نبود، بلكه بيانگر منافع اموال و امتيازات بورژوازي روم بود و آن را بايد بر اساس همان بافت اجتماعي و سياسي درك كرد )و به همان بافت محدود نمود .( قواعد روش هرمنوتيك حقوقي كه به وسيلة اومانيست ها ابداع شد و ژاك كوژاس، )Jacques Cujas (آندريا آليچاتو، ) Andrea Aliciato (و فرانسوا هاتمن در اروپاي برّي و كريستوفر سنت جرمن )Christopher St German (و بعدها سِر فرانسيس بيكن )Sir Francis Bacon (و سِر ادوارد كوك )Sir Edward Coke (در انگلستان اهتمام خاص به آن داشتند مستلزم حساسيت واژه شناختي و آگاهي به معاني بياني بسيار قوي تري بود. نمونة بارز هرمنوتيك دورة رنسانس، رساله اي در باب مجموعة قوانين روم شمارة 16/50) Digest 50.16 (با عنوان De verborum significatione) دربارة معني واژه ها (بود .هر چند رساله هايي از اين دست هم چنان تفسير منابع حقوق يونان و روم باستان و شرايط و قواعد سنتِ متني بودند، اما از مجرد متن سنت پيشين بسيار فراتر رفته و به تشريح نظريه هاي تفسير كه هم در روش و هم در دامنة دﻻلت منضبط )disciplinary reference (تا حد زيادي از سبك شرح قوانين تجاوز مي كرد، پرداختند .نخستين ويژگي اين گونه هرمنوتيك در درك آگاهانة حقوق به عنوان سنت و تفسير، هم به صورت مكتوب و هم غير مكتوب، و نيز به عنوان مفهوم و دﻻلت نهفته است .اصل كليدي تفسيري در رابطه با اين رويكرد در مجموعه قوانين روم شمارة 17/3/1) كِلسيوس (آمده است كه :”دانستن قانون، دانستن واژه هاي مندرج در قانون نيست، بلكه شناخت قدرت و نفوذ آن است «]vim ac potestatem .[به عبارت ديگر، واژه هاي مندرج در قانون با ”دليل اصلي“، ”ﻗﺼﺪ“، ”ﻋﻠﺖ“، ”ﻣﻨﻄﻖ“، ”هدف“، و ”مفهوم واقعي “آن مقايسه شده است .تغيير شديد گذشته و ويژگي از هم گسيختگي بقاياي متني آن هر دو حقوقدان را به روي آوردن به هرمنوتيك انتقادي مجبور ساخت كه مي توانست مفهومي نهفته با روح قانون را به معناي تحت اللفظي بيفزايد؛ معنايي كه فقط با مكمل يا استنباط زباني و با درك معاني پنهان و ژرف يعني ادراك ضمني )subintellectio (مي توانست دريافت شود .به طور خﻼصه، نقش اين گونه هرمنوتيك، تكميل كمبود بقاياي متني قانون و بازآفريني مفهومي كاملتر با به كارگيري مجموعة وسيعي از فنون لغت شناختي و تاريخي است. دومين ويژگي بارز حقوق هرمنوتيك در انواع روش شناسي است كه براي انطباق و توضيح معاني نامكتوب )labile ratio ( متن حقوقي ارايه شده است .زماني كه به طور صريح مشخص شد شرايط و قوانين وضع شده در متون قديمي را هرگز نمي توان در بافت زباني و شرايط اجتماعيِ منازعات جديد به طور مستقيم، يا بدون تفسير يا ”مداخله “اِعمال كرد، كار هرمنوتيك آن شد كه در حقوق به دنبال چيزي بيش از مطالب صرفاً مكتوب باشد .به همين منظور، رساله هاي مربوط به ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﺑﺎﻓﺖ )De verborum significatione(، مجموعه اي گسترده از فنون تفسير را ارايه كردند كه برگرفته از انواع مختلف رشته هاي ديگر بود .تاريخ، لغت شناسي، منطق و معاني و بيان منبع اصلي گسترش و نوآوري در ارتباط با حقوق مُجاز براي اراية نظام مند فنون تكميل و تفسير مبتني بر بافت بوده اند .هر چند هيچ قواعد استانداردي براي تفسير )construction (معناي حقوقي از ﻻبﻼي خطوط قانون وجود نداشت، مجموعه اي از روش ها و بافت ها ارايه گرديد كه هنوز در تفسير حقوقي معاصر نقش دارند .به خصوص اين كه تفسير معناي متن، از نقد لغت شناختي خود متن آغاز مي شود و بعد به سوي تفسير مجدد آنچه كه به اجمال مي توان به بافت زباني، حقوقي و معاني بياني طبقه بندي كرد، حركت مي كند .بافت زباني به تحليل ريشه شناختي و نيز قواعد دستوري تركيب جمله اطﻼق مي شود .ﺑﺎﻓﺖ حقوقي صرفاً به استفاده از قياس در بسط و گسترش قوانين اطﻼق نمي شود بلكه اصول و قواعد و قوانين محلي و آداب و رسوم نيز بايد به متن خاصي كه تابع تفسير است، ربط داده شود .در نهايت اين كه، بافت معاني بياني نه تنها به ﺷﻜﻞهاي مختلف مجاز و استعاره اشاره دارد كه با آن، معنا بر اساس بافت و كاربرد تغيير مي كند، بلكه به طور خاص به معاني حقوقيِ قصد قانونگذاران )mens legis (و معناي واقعي يا انگيزه گفتار آن ها نيز اطﻼق مـي شود.4ـ هرمنوتيك حقوقي انتقادي رويه قضايي و رابطة غالباً گسسته بين هنجارها يا قوانين با احكام و شيوه هاي عمل همواره تﻼشهاي مختلف نوگرايان در تدوين علم حقوق را با مشكل روبهرو ساخته است .هرمنوتيك و مشكﻼت مربوط به زبان و مشكﻼت نگارش به شكل كلي تر، تهديدي دائم براي نظاممند سازي حقوقيِ سنت حقوق عرفي، به طور خاص بود .اين ادعا كه حقوق از مجموعه اي منسجم و واحد از قوانين ثابت و قطعي شكل گرفته است، از آن جا كه مبتني بر يك مجموعه قوانين نبوده بلكه بر مجموعة مختلفي از قوانين موضوعه، احكام صادره، عرف ها، اصول، و اصطﻼحات فرضي ديگر استوار گشته است، همواره به لحاظ هرمنوتيكي بي اساس بوده است .هر چند سنت پوزيتيويستي حقوق گاه در تفسير حقوق به عنوان نظامي از قوانين، به آزادي عمل، verstehen ﻳﺎ ”نگرش دروني “خاصي قايل شده اما مفهوم نظام حقوقي، به طور مثال در اثر نظريه پرداز حقوقي اتريشي، هانس كلسن، )Hans Kelsen (به گونه اي ارايه شده كه هرگونه برداشت محكم هرمنوتيك از نظرية حقوق كنار گذاشته مي شود. واكنش تاريخ گرايانه )historicist (و به طور كامل تر، واكنش هرمنوتيكي نسبت به نظريه هاي پوزيتيويستي و صورتگرايانه )formalistic (در باب حقوق، با شرح و بسط اولية آن ها مصادف بوده است .اين گونه واكنش ها نسبت به علم حقوق چه بسا به طور كلي محافظه كارانه بوده است، مانند هرمنوتيك حقوقي تاريخ گرايانه فردريك كارل وان ساويني )Friedrich Karl Von Savigny (از آلمان، كه در آغاز قرن نوزدهم كوشيد با طرح مكتب تاريخي حقوق با تدوين قوانين روبه رو شود .اما گرايش ديگر هرمنوتيك، انتقادي تر و سنت شكن تر بود .آن چه را كه مي توان هرمنوتيك حقوقي انتقادي ناميد كه مبتني بر رشته هاي متفاوتي از قبيل جامعه شناسي، زبانشناسي، و روان كاوي است، وجود هر مجموعه واحد قانوني در سطح نظام هاي اجتماعي را نفي مي كند؛ هم چنين امكان معاني ”درست“، عيني يا واحد حقوقي را در سطح تفسير متن زير سؤال مي برد .نخستين جلوة سياسي نوعي از هرمنوتيك حقوقي انتقادي همراه با جنبش حقوقي رئاليست آمريكا در دانشكده هاي طراز اول حقوق در آمريكا در اوايل قرن بيستم ظهور يافت .هرمنوتيك حقوقي رئاليست كه به طور عمده به مسايل مربوط به تفسير قوانين موضوعه و چگونگي صدور حكم در محاكم ﻣﻲپرداخت به اولويت قضاوت يا روية دادگاه بر هنجارهاي مكتوب قايل بود و به طور تلويحي يا مستقيم بر عدم قطعيت معناي حقوقي و نقش خﻼق كلية اقدامات مربوط به قانون تأكيد مي نمود. زماني كه رئاليسم حقوقي به بافت شفاهي و غيرضروري دادگاه توجه مينمود و به اين شكل اعتقاد ساده لوحانه به علم حقوقِ مبتني بر متن را به چالش مي كشيد، متعاقب آن، هرمنوتيك حقوقيِ انتقادي تقريباً به طور انحصاري به عدم قطعيت يا تعيين ناپذيري حقوق مكتوب تأكيد داشت .هرمنوتيك جديد كه به شكلي گوناگون در نظريه نژادي انتقادي، حقوق فمينيستي و پژوهشهاي حقوقي انتقادي يافت مي شود و مخالف عينيت متن حقوقي است، به ترتيب بر حسب قوميت، جنسيت و سياست بيان مي شود .يكي از اهداف اصلي هرمنوتيك حقوقيِ انتقادي اي كه بيش تر بر اساس نظريه هاي عدم قطعيت متن بنا شده، سياسي كردنِ حقوق از راه نشان دادن خصوصيت انعطاف پذير و بسته به تشخيص روية مبتني بر متن بوده است .متن حقوقي نوعي نگارش و كاربرد كنشي زبان يا ecriture است و بايد به معناي دقيق كلمه پيش از واگذار شدن يا افزون بر واگذار شدن به نوع يا سنت علم حقوق تحليل شود .از اين لحاظ، گرايش هرمنوتيك حقوقي انتقادي بر آن است كه با متن حقوقي به صورت يك فرم ادبي برخورد كند و آن را تابع رشته ها و تجزيه هايي نمايد كه هم اكنون ادبيات و علوم انساني در راهِ يافتن معناي متن چنين مي كند .به پيروي از سنت هرمنوتيك اومانيستي، اما با به كارگيري شكل بيان رشته هاي جديد، تﻼش حقوق انتقادي بر آن بوده كه زبان حقوقي را هم به بي عدالتي و هم به نقض لفظي و استعاري قانون ارتباط دهد .بنابراين هدف هرمنوتيك حقوقي اراية اصولي اخﻼقي براي قرائت حقوقي و نگارش قانون است؛ اصولي كه به طور ايده آل متن را به حكم، لفظ را به عمل، و در كلي ترين نمود فلسفي خود، حقوق مكتوب را با محدوديت هاي عدالت مرتبط ميسازد.
ﻣﻨﺎﺑﻊ: 1 .فصلنامه فقه و حقوق، شماره 2، ترجمه بهروز جندقي

amour n'a point de loi
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط homayeshiraz

ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ بازدید: آخرین ارسال
  کتاب الکترومیکی 110 قاعده فقهی،حقوقی مخصوص تلفن همراه(موبایل) AbolGhasem 3 2,006 10-06-2011 11:51 PM
آخرین ارسال: asma
  نگاهی به مسائل فقهی حقوقی پیوند اعضاء در مرگ مغزی xxxxx 0 1,425 03-29-2011 10:54 AM
آخرین ارسال: xxxxx

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان