سلام مهمان عزیز

اگر من را می بینی , این بدان معنی می باشد که هنوز در سایت ثبت نام نکرده یا  وارد نام کاربری خود نشده اید. برای استفاده از انجمن و استفاده از تمامی امکانات آن می بایست در انجمن عضو شوید. عضویت در انجمن رایگان و در کمتر از 30 ثانیه امکان پذیر می باشد.

برای عضویت کلیک کنید : عضویت

برای ورود کلیک کنید : ورود





حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی
زمان کنونی: 04-24-2014, 11:26 PM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sa_live
آخرین ارسال: sa_live
پاسخ 1
بازدید: 1748

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی
03-19-2011, 12:10 AM
ارسال: #1
حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی
الف)کلیات


ماده ۳۳ منشور ملل متحد اشعار می دارد:
طرفین هر اختلاف،که ادامه آن ممکن است حفظ صلح و امنیت بین المللی را به خطر اندازد،باید قبل از هر چیز از طریق مذاکره،میانجیگری،سازش،داوری،رسیدگی قضایی و توسل به نهادها یا ترتیبات منطقه ای یا سایر وسائل مسالمت آمیز بنا به انتخاب خود،در صدد جستجوی راه حلی برای آن اختلاف باشند.
شورای امنیت در صورت لزوم از طرفین اختلاف خواهد خواست که اختلافات خود را به وسائل مزبور حل و فصل کنند.
حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی مندرج در ماده ۳۳ منشور ملل متحد،بیشتر دارای جنبه سیاسیست.با بروز اختلاف میان دو دولت و رفع آن توسط دولت ثالث،شیوه را سیاسی وهر گاه دو دولت مذکور دعوای خود را به مرجعی قضایی مانند دادگاه داوری یا دیوان بین المللی دادگستری برند شیوه را حقوقی نامند.قضیه ای که از طریق قضایی فیصله یابد، اعتبار قاعده ای حقوقی خواهد یافت که تحقق وصف مذکور،در مسائل سیاسی ممتنع است.یکی از شیوه های اعطای اعتبار حقوقی به تصمیمات قضایی،معاهدات جمعی و مکتوب است.
موجودیت و انسجام هر نظام،تابع انسجام و نظم آیینهای رسیدگی قضایی در آن نظام است.نظام حقوقی یک کشور،زمانی دارای اقتدار است که دارای مراجع قضایی مقتدر باشد.بقای هر نظام،وابسته به نظام حقوقی مرکب از سیستمهای دربرگیرنده نرمهای حقوقیست.در حقوق بین الملل طبع اختلافات و تابعان حقوق با حقوق داخلی متفاوت است.اقتضای((حکومت قانون۱ در نطامهای داخلی آنست که تمامی اختلافات در چارچوب قانون باشند.آن گاه که از حاکمیت قانون در عرصه بین المللی سخن می رود،بدان معناست که دولتها باید تابع حقوق بین الملل باشند.افراد در هر جامعه دارای حقوقی هستند که اساسی ترین آنها در قانون اساسی مورد اشاره قرار می گیرد به عنوان مثال از صلاحیتها نیز سخن می رود که به معنای حقوق ارکان دولت است.از آنجا که جامعه متشکل از افراد است،پس افراد دارای حقوقند.حاکمیت نیز از آن افراد است که بخشی از آنرا اعطا کرده اند.لذا قانونگذار واقعی افرادند.به دیگر سخن،قانونگذار آنچه را که مردم می خواهند تدوین می کند.اگر قدرت دولت بدان پایه رسد که خواست مردم را از میان برد،مفهوم ((جامعه مدنی))۲ پای به عرصه وجود می نهد که بنیاد آن،بر حق مشارکت مردم،آزادی احزاب،عقاید،افکار عمومی و مطبوعات است.پس هر آن گاه که دولت تخلف کند،ملت حق تغییر آن را خواهد داشت.
مشخص کننده حقوق ملت،نرم ۳است که بنیاد قانون اساسیست.باید خاطر نشان ساخت که در این مقال،هرگاه از نرم سخن رود، مراد، شاخص،هنجار،سنگ محک و میزانیست که همه چیز بدان سنجیده گردد.با داشتن نرم کلی ،دیگر قواعد جزئی تعیین صلاحیت مشخص نمی گردد.نرم اساسی نرمی مشخص سازنده حد نظام است.چنانکه نرم کشورهای سوسیالیستی با لیبرال تفاوت دارد و بر خلاف کشورهای لیبرال که فرد مدارند،نرم کشورهای سوسیالیستی بر مبنای منافع جمع است.تمامی شاخصهای اساسی بر بنیاد نرم است و بر بنیاد همین مبناست که قاعده۴پای به عرصه ظهور می نهد.نرم،انتزاعی و تجلی قاعده در عالم واقع است.هرگاه اختلافی میان افراد ایجاد گردد،هنگامی که نزد قاضی مطرح گردد،قاضی،صلاحیت خود را در چهارچوب قانون احراز و مبتنی بر آن،به اصدار حکم مبادرت خواهد ورزید.لذا همه اینها در چهارچوب قانون است.البته گاه اختلافاتی میان شهروندان موجود می گردد که حل آن بر اساس قانون ممتنع است که اختلاف در منشا قانون اساسی یا جنگ داخلی،از آن جمله است و این هنگامیست که افراد،علی الاصول به انکار نرم مبادرت ورزند.گاه نیز قوانین تکمیلی موجود است،یعنی افراد با عدم مخالفت قانون بر مواردی تراضی کنند.گاه اموری در فضای قانون داخلی قرار نمی گیرد که احوال شخصی بیگانگان از آن جمله اند.گاه نیز حکم قاضی خارجیست که باید بر بنیاد اخلاق حسنه یا نظم عمومی اجرا گردد.این در حالیست که در جامعه بین المللی نمی توان بر آن بود که همگان باور به نرمی دارند که از دیدگاه آنان،اساسیست.لذا با فقدان این امر،ادعای حاکمیت قانون بر چنان جامعه ای،ادعایی بی بنیاد است..
یک محقق در حقوق بین الملل،با گذشت زمانی اندک از آغاز به مطالعه آن،ناگزیر خود را با قواعدی آمره،چونان منع توسل به زور مواجه خواهد دید.هنگامی که اختلاف پای به منصه ظهور نهد،ممکن است گاه از طریق مسالمت آمیز مطرح نگردد.اینجاست که شورای امنیت می تواند با مداخله به حل اختلاف،مبادرت ورزد و این در حالیست که مکانیسم شورای امنیت،گاه وادار کننده نیست
برابر با بند ۱ ماده ۱ منشور ملل متحد،حفظ صلح و امنیت بین المللی از اهداف ملل متحد است و باید بدین منظور از جانب ملل متحد اقداماتی همچون به عمل آوردن اقدامات جمعی موثر برای جلوگیری و برطرف کردن تهدیدات علیه صلح،متوقف ساختن هر گونه عمل تجاوزکارانه یا سایر کارهای ناقض صلح،فراهم آوردن موجبات حل و فصل اختلاف بین المللی یا وضعیتهایی که ممکن است منجر به نقض صلح گردد،با وسایل مسالمت آمیز و بر طبق ((اصول عدالت)) و حقوق بین الملل،صورت گیرد.که این عدالت،نه همان عدالت آرمانی منطبق بر نظریه پیروان مکتب حقوق طبیعی،بلکه عدالت برآمده از فحوای ماده ۳۸ اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری و به دیگر سخن،قانون است.در جامعه نیز عدالت،زمانی معنا خواهد یافت که جامه قانون بر آن پوشانند.پس((عدالت به معنای اجرای مقررات حقوقیست.))این عدالت،صورت است و بدان معناست که هرچیز در جای خود قرار گیرد.چنانکه حق دفاع بر اساس قانون،عدالت است و هرگاه قاضی از اجرای قانون،سر باز زند،آن عدالت،حقوقی نخواهد بود.

ب)جامعه بین المللی در کدامین مرحله از رشد خویش قرار گرفته است؟

هگل در مقوله روح عینی بر آن بود که در حقوق بین الملل،قانون و حقوق به معنای زور است.در رد این سخن استدلال کرده اند که هر گاه حقوق با زور این همان گردد،خود را نفی کرده است.جامعه بین الملل دارای مراحلی برای رشد و توسعه است.سابقا دولتها،اختلافات خود را با جنگ فیصله می دادند.میثاق جامعه ملل و پیمان بریان کلاگ،جنگ را تحریم و منشور ملل متحد آنرا ممنوع اعلام کرده است.این در حالیست که در حال حاضر چنانچه خلاف نرم مذکور اجرا گردد ودولتهای دیگر منافع خویش در آن بینند،سکوت اختیار کنند.البته در سیستم تنبیهی جهان،با اعطای اقتدار به دولتهای مقتدر،مسأله مذکور تا حدی منتفیست چرا که اگر کشورهای ضعیف نیز دور یکدیگر جمع گردند،نمی توانند حریف یک قدرت بزرگ باشند و لذا وجود یک قدرت بزرگ برای امنیت جهان ضروریست.به هر تقدیر سیستم در حقوق بین الملل ضعیف است.اصلاح منشور ملل متحد،نه تنها با پرداختن به مسائل ماهوی بلکه با توجه به مسائل شکلی در خور آن نیز مطرح است.ساختن و پرداختن صلاحیتهای شکلی نیز مطمح نظر است.اگر مجمع ،مجمعی جامع باشد،می توان انتظار داشت فضای حقوق بین الملل نیز رشد پیدا کند.از طرفی اراده دولتها نیز در این امر حائز اهمیت فراوان است که خود اشکالی بزرگست بدان روی که تنها اراده یک دولت نیست بلکه اراده هر دولت متخاصم است.۵ طرفین باید بدون رضایت خود نیز در برابر قاضی،حاضر شوند۶.در دنیای کنونی،بیش از آن که قوانینی از پیش تنظیم شده موجود باشند،آنچه حائز اهمیت است اراده کشورهاست.در حقوق داخلی و به موجب حکم دادگاه،هرکس هر چه بخواهد یا نخواهد باید اجرا کند اما در حقوق بین الملل صحبت از توصیه ها و سفارشهای متزلزل است.این مرحله را می توان نخستین مرحله پیشرفت نامید.مرحله دوم زمانیست که اختلافات از طریق حقوقی یا سیاسی، فیصله یافته، نتیجه آن موثر باشد.در این مرحله،الزام به اقامه دعوی در مرجعی ویژه نیست.اما با مراجعه طرفین بدان مرجع ،رأی مرجع مذکور،باید دارای اثر باشد.مرحله سوم زمانیست که اختلافات الزاما، باید در مراجع بین المللی،بر اساس قاعده و قانون حل گردد.در اینجا الزام یک درجه بالاتر از موثر بودن است و دیگر بسته به عواملی متزلزل همچون میل شورای امنیت نخواهد بود.پلیتیس۷در ۱۹۲۵می گویدSad(تنها کافی نیست که عدالت راست باشد.باید که چنین نیز بنماید((
راه حل ترقی،یافتن زبان مشترک است و این در زمانیست که در بنیادها و اساس جامعه بین المللی تغییراتی حاصل گردد.اگر زبان مشترک،زمینه اجتماعی و فضای خارجی مناسب نباشد،ایجاد قاعده مترقی ممتنع است و چنانچه قاعده ای بر خلاف شرایط مذکور ایجاد گردد،قاعده ای مرده متولد شده خواهد بود هرچند موجبات تسریع حرکت جامعه را فراهم خواهد ساخت.در این راستا، تلاشهایی فراوان صورت یافته که مراجع قضایی همچون دیوان دائمی دادگستری بین المللی و دیوان بین المللی دادگستری تقویت گردند.در سطح منطقه نیز تلاشهایی فراوانی در راستای هماهنگی قوانین بین المللی و داخلی با یکدیگر صورت گرفته است.۸
برای حل و فصل اختلافات بین المللی،سیستمهای دائم و غیر دائم موجودند.در سیستم غیر دائم،دولتها به اختیار خویش مرجعی برای رسیدگی تشکیل دهند که مراجع داوری از آن جمله اند.در سیستم دائم،طرفین در گزینش قضات،فاقد صلاحیت بوده،تنها می توانند در باب صلاحیت آن نظر دهند که دیوان بین المللی دادگستری از آن جمله است.
از آنجا که برقراری صلح و عدالت از اهداف ملل متحد است،باید بر آن بود که صلح بر عدالت،مقدم است چرا که در صورت فقدان صلح و در جوی متشنج،قاضی قادر به اصدار حکم نخواهد بود.

ج)رسیدگی قضایی و رسیدگی بین المللی
اکنون باید دید غرض از رسیدگی قضایی چیست و تفاوت آن با رسیدگی بین المللی کدامست؟
نخست باید خاطرنشان ساخت که حکم قضایی داخلی، بر خلاف داوری که مبتنی بر ملاحظات سیاسیست،تصمیمی مبتنی بر ملاحظات حقوقی است.دو دیگر آن که برای اطراف دعوی الزام آور است یعنی باید آن را به اجرا در آورند و چنانچه در این امر قصور ورزند،شکایتی دیگر مطرح خواهد شد.سه دیگر آن که صدور حکم در رسیدگی قضایی بر عهده رکنی است که از اطراف دعوی،مستقل است.چهارم آن که آیین دادرسی آن حضوریست.این آیین دادرسی،ضامن حق دفاع و برابری طرفین دعواست که از جمله حقوق اساسی و مسلم افراد است.در رسیدگی قضایی داخلی،فقدان نقش طرفین دعوی در انتخاب،امری حائز اهمیت فراوان است و بر خلاف رسیدگی قضایی در حقوق بین الملل که آیین دادرسی آن سوبژکتیو و مبتنی بر رضایت طرفین است،یک آیین دادرسی ابژکتیو و مستقل از اراده طرفین دعواست.در واقع،اقتضای حاکمیت دولتها آنست که اعمالشان،جز بنا بر میل آنان، مورد ارزیابی دقیق و موشکافانه قرار نگیرد.
عدالت قضایی با عدالت آرمانی متفاوت است.عدالت قضایی بر بنیاد قانون است.در حقوق بین الملل نیز دیوان بین المللی دادگستری به عدالت قضایی توجه کرده است.برخی تا بدانجا رفته اند که برآنند حکم غیر عادلانه نیز باید بر اساس اصول کلی عدالت باشد در غیر این صورت،فاقد وصف ابژکتیو ، سوبژکتیو و غیرعادلانه است!به هر تقدیر:

۱-مراجع قضایی،دائمی و مراجع داوری،مبتنی بر صدفه و اتفاقند و به رغم فقدان تفاوت ماهوی،در مراجع داوری،اراده دولتها نیز دخیل است.
۲-در حقوق داخلی،مواجهه با یک رکن مستقل قضایی و از هر جهت مستقل است.در حالی که مقررات در حقوق داخلی از پیش تعیین شده اند،در حقوق بین الملل چنین نمی باشند.
۳-از آن جا که در داوری،رعایت حاکمیت دولتها بیشتر صورت می گیرد،تمایل دولتها، بیشتر به مراجعه به داوری است.
۴-مکانیسم حقوق بین الملل،علی الاصول،فاقد رسیدگی قضایی اجباری است و اگر اجبار صوری نیز باشد،ابتنای آن،برتعهدات از پیش تعیین شده نخواهد بود.دولتها در حقوق بین الملل فاقد حق شکایتی هستند که به دنبال آن الزاما ترافع صورت گیرد اما در حقوق داخلی حق شکایت از حقوق مسلم افراد است.






[/color][/u]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ

ارسال پاسخ 


موضوع های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ بازدید: آخرین ارسال
  دیوان بین المللی دادگستری در تعهدات شادکام 0 345 04-29-2013 09:31 PM
آخرین ارسال: شادکام
  حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی rogheyeh.zare 2 2,921 11-26-2012 10:38 PM
آخرین ارسال: alirezafarahmand
  حل و فصل اختلافات بين المللي با استفاده از شيوه موافقتنانه هاي مقطوع searcher 0 1,421 09-29-2011 11:54 PM
آخرین ارسال: searcher
  حقوق کیفری بین المللی کاظم داداشی 0 2,236 05-06-2011 08:43 PM
آخرین ارسال: کاظم داداشی
  دیوان بین المللی دادگستری کاظم داداشی 0 1,586 05-06-2011 08:22 PM
آخرین ارسال: کاظم داداشی
  محاکمه مجرمان بین المللی براساس.... Navaie 0 780 04-14-2011 02:41 PM
آخرین ارسال: Navaie
  روش‌های کاربرد میانجی‌گری در مناقشات بین‌المللی sa_live 0 1,284 03-19-2011 12:24 AM
آخرین ارسال: sa_live
  حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی sa_live 0 2,838 03-19-2011 12:17 AM
آخرین ارسال: sa_live
  راه حل های سیاسی حل و فصل اختلافات بین المللی sa_live 0 2,071 03-19-2011 12:13 AM
آخرین ارسال: sa_live
  تعيين حقوق حاكم بر ماهيت دعوي در داوري هاي بين المللی(2) tohid_rohani70 0 1,330 03-03-2011 08:31 PM
آخرین ارسال: tohid_rohani70

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان