امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا در اسلام حق طلاق برعهده مردان است، آیا حق زنان ضایع نمی شود؟
#1
متن سوال: چرا در اسلام حق طلاق برعهده مردان است، آیا حق زنان ضایع نمی شود؟

پاسخ: دلیل بر این كه حقّ طلاق دادن با مرد است، خطابات قرآن است. در آیات متعدّد مردان را مورد خطاب قرار مى‏دهد و مى‏فرماید: "إنْ طلقتم النساء، إذا طلقّتم النساء، طلقتموهنّ". در این آیات خطاب به مردان است، همان طور كه در ازدواج خطاب به مردان است، مثل"اذا نكحتم المؤمنات، فانكحوا ماطاب لكم، فانكحو هن باذن أهلهنّ". از این جا مى‏توانیم این نتیجه را بگیریم كه طبیعتاً حق طلاق از آنِ كسى است كه موقع ازدواج، به دنبال آن مى‏رفت و به اصطلاح به خواستگارى زن مى‏رفت. در كلام فقها آمده است: "الطلاق بید من أخذ بالساق؛ طلاق به دست كسى است كه در ابتداى ازدواج دست زن را گرفت (با او ازدواج كرد)".از جهت قانون طبیعت نیز چنین است كه از ابتداى خلقت همیشه بر اساس فطرت خدادادى، مردان به دنبال ازدواج با زنان و به خواستگارى آنان مى‏رفتند. به تعبیر دیگر: مردان طالب و زنان مطلوب بودند، از این رو حق طلاق به كسى داده مى‏شود كه به دنبال عقد ازدواج رفته است.در صورتى حق طلاق با مرد است كه در ضمن عقد ازدواج، حق توكیل در طلاق به زن واگذار نشده باشد. اگر در ضمن عقد ازدواج، مرد و زن توافق كنند زن در صورتى كه لازم بداند یا در صورتى كه مرد دچار عارضه‏اى شود، از جانب مرد وكیل باشد كه خود را مطلّقه كند، زن نیز حق طلاق خواهد داشت.در قانون مدنى جمهورى اسلامى آمده است: "طرفین عقد ازدواج مى‏توانند هر شرطى را كه مخالف با مقتضاى عقد مزبور نباشد، در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، كه خود را مطلّقه نماید". (ماده 1119)بنابراین از نظر فقهى و از نظر قانون مدنى ایران، گرچه حق طلاق به صورت یك حق طبیعى براى مرد است، ولى به صورت یك حقّ قراردادى و تفویضى مى‏تواند به زن واگذار شود. در مواردى نیز حاكم شرع مى‏تواند زنى را مطلّقه كند و آن در مواردى است كه مرد نه به وظائف زوجیت عمل مى‏كند و نه زن را طلاق مى‏دهد. حاكم شرع زوج را احضار مى‏كند و به او تكلیف مى‏كند كه زنش را طلاق دهد. اگر طلاق نداد، حاكم طلاق مى‏دهد.امام صادق(ع) فرمود: "هر كس زنى دارد و او را نمى‏پوشاند و نفقه وى را نمى‏پردازد، بر پیشواى مسلمانان لازم است آن‏ها را به وسیله طلاق از یكدیگر جدا كند".(1) بنابراین اسلام در مورد حق طلاق این نظریه را مى‏پذیرد كه راه طلاق براى زن باز است. وى مى‏تواند ضمن عقد نكاح شرط وكالت بر طلاق بكند. نیز مى‏تواند به حاكم شرع براى طلاق گرفتن در صورت خوددارى شوهر مراجعه كند.(2)چرا حق طلاق به صورت مطلق به زنان داده نشده است؟ در فلسفه احكام اسلام، كانون خانواده و هر چه موجب استحكام آن شود، داراى اهمیت و ارزش بوده و هر چه موجب از بین رفتن آن شود، مطرود و منفور است.اصل اولیه در اسلام، حفظ كانون خانواده است، مگر آن كه مفسده حفظ آن بیشتر از مصلحت آن باشد، به همین جهت طلاق به عنوان آخرین راه حل كه مبغوض نزد خدا است، تشریع شده است. حال كه اصل اولیه حفظ كانون خانواده است، باید طلاق در حداقل موارد اجرا شود و تا جایى كه امكان دارد، نباید این امر صورت نگیرد. با توجه به این مسئله اسلام حق طلاق را به دلایل متعدد، به طور مطلق در اختیار زن قرار نداده است، زیرا اوّلاً در بسیارى از موارد كه زن، رضایت از شوهر ندارد، كانون خانواده مى‏تواند همچنان استحكام یافته و برقرار بماند و عدم رضایت زن به رضایت تبدیل شود.توضیح: حیات خانوادگى به علاقه طرفین وابسته است، اما روانشناسى زن و مرد در این جهت متفاوت است. طبیعت، علائق زوجین را به این صورت قرار داده كه زن پاسخ دهنده احساسات مرد باشد. علاقه و محبت پایدار زن، به صورت واكنش به علاقه و احترام مرد به زن است. خداوند كلید محبت را در اختیار مرد قرار داده، او است كه اگر زن را دوست بدارد و نسبت به او وفادار بماند، زن نیز او را دوست مى‏دارد و نسبت به او وفادار مى‏ماند. چون وفادارى زن بیشتر از مرد است، بى وفایى زن عكس‏العمل بى وفایى مرد است. خداوند كلید فسخ ازدواج را به دست مرد داده، یعنى مرد با بى‏علاقگى و بى‏وفایى نسبت به زن، او را سرد و بى علاقه مى‏كند، برخلاف زن كه بى‏علاقگى اگر از او شروع شود، معمولاً تأثیر چندانى در علاقه مرد ندارد. از این رو معمولاً بى‏علاقگى مرد منجر به بى علاقگى طرفین مى‏شود، ولى بى علاقگى زن لوزماً منجر به بى‏علاقگى طرفین نمى‏شود. سردى و خاموشى علاقه مرد مساوى است با مرگ ازدواج و پایان حیات خانوادگى. اما سردى و خاموشى زن به مرد، آن را به صورت بیمارى نیمه جان در مى‏آورد كه امید بهبود و شفا دارد. حال اگر بى علاقگى از طرف زن شروع شود، براى مرد اهانت نیست كه زنِ محبوب خود را به زور قانون نگه دارد، تا تدریجاً او را رام كند، ولى براى زن اهانت و غیر قابل تحمل است كه براى حفظ حامى خود به زور و اجبار قانون متوسل شود، یعنى به زور شوهر خود را نگه دارد.این مطلب در صورتى است كه علت بى‏علاقگى زن، فساد اخلاق و ستمگرى مرد نباشد، ولى اگر مرد، ستمگرى را آغاز كند، در نتیجه زن به مردش بى علاقه شود، مطلب دیگرى است. به هر حال تفاوت زن و مرد در این است كه مرد به زن نیازمند است و زن به قلب مرد.(3)هم چنین از جهت رنجش و ناراحتى، زنان زودتر از مردان رنجور و ناراحت مى‏شوند و صبر و تحمل آنان كمتر از مردان است، اما پس از مدتى رنجورى برطرف مى‏شود. حال اگر حق طلاق به زنان داده مى‏شد، چه بسا فوراً به طلاق رو آورند.همچنین چون ازدواج، حقوق و وظایف مالى و اقتصادى را بر شوهر لازم مى‏كند، جدا شدن و طلاق براى او سخت تر از زنان است، زیرا مهریه را باید پرداخت كند، در حالى كه زن گیرنده است و در طلاق هیچ بار مالى بر او تحمیل نشده، بلكه استفاده مالى دارد، بنابراین شرایط طلاق (كه در اسلام مبغوض‏ترین حلال دانسته شده) براى مرد سخت و سنگین است و براى زن از نظر مالى و اقتصادى نه تنها سخت نیست، بلكه مى‏تواند مطلوب باشد.پى‏نوشت‏ها: 1. شهید مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام، ص 315.2. همان.3.همان، ص 284.
پاسخ
#2
به نظرم الان دیگه یه تصمیم دو طرفه می تونه باشه و حق طلاق بر عده زن ها باشه .

ایده شات
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  حقوق زنان در طلاق غیابی از مردان "مجهول المكان" fardin.84 0 60 10-06-2017, 11:30 AM
آخرین ارسال: fardin.84
  حقوق زنان در طلاق غیابی fardin.84 0 49 10-06-2017, 11:28 AM
آخرین ارسال: fardin.84
  حقوق زنان در طلاق غیابی از مردان "مجهول المكان" youka 0 99 26-04-2017, 07:24 PM
آخرین ارسال: youka
  چرا اسلام حق طلاق را در اختيار مرد قرار داده است؟ youka 0 111 26-04-2017, 07:22 PM
آخرین ارسال: youka
  طلاق بائن و طلاق رجعى و احكام رجوع كردن youka 0 156 26-04-2017, 07:19 PM
آخرین ارسال: youka
  طلاق خلع - طلاق مبارات - احكام متفرقه طلاق youka 0 181 26-04-2017, 07:18 PM
آخرین ارسال: youka
  مردان چه وقت مي‌توانند از پرداخت نفقه خودداري کنند؟ youka 0 108 26-04-2017, 06:58 PM
آخرین ارسال: youka

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان