BlogyLaw

نسخه کامل: خیانت در امانت
شما در حال مشاهده نسخه تکمیل نشده می باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
موضوع: خیانت در امانت

نام دانشجو:علیپور سودابه
فهرست
مقدمه
الف)اقسام امانت
عنصر قانونی خیانت در امانت
بحث اول :عناصر و موارد تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت
الف)رفتار فیزیکی:
ب)شرایط واوضاع لازم برا تحقق جرم
موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال باشد-1
سپرده شدن مال به امین-2
شرط استرداد مال امانتی به صاحب مال-3
تعلق مال مورد امانت به غیر-4
ج)حصول به نتیجه برای تحقق جرم خیانت در امانت
مجازات جرم خیانت در امانت
بحث دوم :نکات مهم در مورد خیانت در امانت
عنصر روانی جرم خیانت در امانت
عناصر جرم " خیانت در امانت "
عنصر قانونی جرم:
عنصر مادی جرم:
تقاص شرایطی دارد که عبارتند از:
عنصر روانی جرم:
بررسی جرم خیانت در امانت
تاریخچه جرم خیانت در امانت
1. قبل از انقلاب
2. بعد از انقلاب
عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت
أ. عنصر قانونی جرم
ب. عنصر مادی جرم
ج. عنصر معنوی جرم خیانت در امانت
تفاوت جرم خیانت در امانت و کلاهبرداری
تفاوت جرم خیانت در امانت و اختلاس
مجازات خیانت در امانت
خیانت در امانت در قانون تصدیق انحصار وراثت
خیانت در امانت در قانون ثبت اسناد و املاک
خیانت در امانت در قانون تجارت
خیانت در امانت در قانون شرکت‌های تعاونی
مجازات جرایم در حکم خیانت در امانت
خيانت در امانت و تحليل رابطه امانى اين جرم از ديدگاه حقوق جزا
1. جايگاه جرم «خيانت در امانت» در حقوق جزا
الف. موضوع جرم بايد عين مال يا وسيله تحصيل مال باشد

ب. مال سپرده شده بايد متعلّق به غير باشد
ج. مال بايد به طريق قانونى، مشروط به استرداد يا به مصرف معيّن رسانيدن سپرده شده باشد
اين عنصر خود به سه جزء تقسيم مى‏شود
. سپرده شدن مال به امين:
الف. رابطه امانى قانونى:
. رابطه ولايت قهرى:
. رابطه قيمومت
ج. رابطه امانى عرفى:
ب. رابطه امانى قراردادى:
1. رابطه اجاره:
2. رابطه وديعه:
3. رابطه رهن:
4. رابطه وكالت:
5. رابطه عاريه:
6. رابطه مضاربه:
7. رابطه مزارعه:
8. رابطه مساقات:
9. رابطه شركت:
دو نظريه مخالف يكديگر وجود دارند
الف. شمول جرم «خيانت در امانت» نسبت به روابط امانى قراردادى، قانونى و عرفى:
ب. شمول جرم «خيانت در امانت» نسبت به رابطه امانى قراردادى (نه قانونى و عرفى):

ج. نتيجه‏گيرى:
منابع وماخذ:

سایتهای حقوقی

مقدمه
الف)اقسام امانت
امانت دو قسم است .امانت مالکی و امانت شرعی
امانت مالکی ان است که مالک مال خود را به دیگری بسپارد که ان را امانت مالکیه گویند مانند :ودیعه .عاریه.رهن.اجاره
امانت شرعی ان است که شارع مقدس بعضی از اشخاص را نسبت به بعضی از اموال امین قرار دهد مانند ان که مودع بمیرد و وارث از وجود ودیعه بی اطلاع باشد . در این صورت ودیعه باطل می شود و امانت مالکیه تمام می شود و شخص ودعی از ناحیه شارع مقدس برای حفظ و نگهداری ودیعه مامور می شود
نکته**
در امانت شرعی بر شخص امین واجب است که پس از شناخت مالک امانت را به او برگرداند.یا اورااز وجود امانت اگاه کند.و گرنه اگر امانت در دست او تلف شود ضامن خواهد بود.ولی در امانت مالکی تا زمانی که مالک مال را مطالبه نکند برامین واجب نیست که مال را برگرداند
اگر عین مال دردست امین تلف شود امین ضامن نیست مگر انکه تعدی یا تفریط ومرتکب تقصیری شده باشد
ماده 614ق.م :امین ضامن تلف یا نقصان مالی است که به او سپرده شده است نمی باشدمگر در صورت تعدی و تفریط
عنصر قانونی خیانت در امانت
ماده 674ق م ا .سال 1375جرم عام خیانت در امانت رابررسی می کند.ماده 673به سوءاستفاده از سفید مهر و ماده 596به جرم سوءاستفاده از ضعف نفس اشخاص پرداختند
بحث اول :عناصر و موارد تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت
برای وجودخیانت در امانت عناصر مادی ان شامل رفتار فیزیکی در 4 مورد وشرایط واوضاع و احوال در3 مورد و تحقق نتیجه می شود
الف)رفتار فیزیکی:ماده 674 قانون تعزیرات خیانت در امانت به وسیله انجام استعمال.تلف یا مفقود نمودن مال مورد امانت محقق می شود
رای شماره 384/956-26/2/1316
اگر کسی مالی را از دیگری بگیرد که پس ازرفع احتیاج رد کند گرو گذاشتن ان پیش دیگری خیانت درامانت محسوب می شود
اگر کسی در نتیجه فراموشی یا اشتباه ویا به موجب حکم دادگاه از استرداد مال امانی خودداری کند :
بر مبنای رای شماره 2501-15/8/1319خیانت در امانت رخ نداده است
برای اتلاف مال امانی هم فعل و هم ترک فعل باعث اتلاف مال امانی می تواند جرم خیانت درامانت را وجود اورد.
مفقودکردن مال امانتی یعنی بدون انکه مال را تلف کند موجب شود که دسترسی مالک به مال غیر ممکن شود.دراین صورت اگر امین مال را عمدا مفقود کند و با سوءنیت هم موجب ضمان مالی و هم مجازات خواهد شد.اما در صورت سهل انگاری و بدون سوء نیت مال رامفقود کند فقط ضمان مالی و مسئولیت مدنی دارد
رای شماره 2472-12/9/1334
اگر کسی مالی را در شهرستانی ازیک نفر امانت بگیرد.و در شهرستان دیگر ان رابفروشد چون خیانت در امانت موقعی محقق شده که مال مورد امانت فروخته شده بنا براین محل وقوع جرم شهرستان اخیر است .وبازپرس انجا صالح خواهد بود
ب)شرایط واوضاع لازم برا تحقق جرم
موضوع جرم باید عین مال یا وسیله تحصیل مال باشد-1
اگر کسی فرزند خود را نزد دیگری قرار دهد در صورت قصور خیانت در امانت رخ نداده است
سپرده شدن مال به امین-2
رای شماره 1451-30/6/1317شعبه 5
تصرف در مال گمشده خیانت در امانت نیست .زیرا مالی به متهم سپرده نشده است .
نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه 10/4/1354
(جهیزیه در ایام ازدواج معمولا در اختیار زوجه است .ومورد استفاده خانواده قرار می گیرد وبه هیچ وجه نمی توان زوج را امانت دارجهیزیه تلقی کرد و اگر در بعضی نقاط مرسوم است حین عقد نکاح رسید جهیزیه را از زوج می گیرنداین رسید حاکی از انتقال جهیزیه به منزل شوهر وتعلق ان به زوجه است نه امین بودن شوهرنسبت به ان .بنا براین درصورتی که بعداز انحلال نکاح شوهر انچه را ازجهیزیه باقی مانده تصرف کندو از استرداد ان به زوجه امتناع نماید موضوع عنوان جزایی ندارد وفقط از طریق حقوقی قابل مطالبه است.)
بر مبنای مواد 172و162قانون مدنی در مورد امانت قانونی که طبق قانون مالی در دست فرد قرار می گیرد مثل مال گمشده چون عملا کسی ان را به وی نسپرده بنابراین در صورت قصور یا پس ندادن ان مال فرد مرتکب خیانت در امانت نشده است
رای شماره 2798-28/12/1317شعبه 5 دیوان عالی کشور
(همان طوری که تصاحب واستعمال مال سپرده شده خیانت در امانت است در جایی هم که امین ان را با اجازه مالک فروخته و بهایش را به مصرف شخصی رسانیده باشد خیانت در امانت محسوب میشود.
رای شماره 5784-15/9/1337شعبه سوم دیوان عالی کشور
کسی که نسبت به ملکی امین باشد نسبت به عواید و منافع ان نیز امین محسوب می شود .و در صورت حیف ومیل کردن عملش جرم خواهد بود .
رای شماره 228-31/1/1316هیات عمومی دیوان عالی کشور و رای شماره 111-16/7/1324شعبه 2
برای صدق عنوان خیانت در امانت کافی است که مال به نحوی از انحاءدر اختیار امین قرار گیرد .یا تحت استیلای او در اید.بنابراین مثلا هر گاه انبار برنجی بین متهم وشاکی مشترک بوده همین قدر که کلید دردست متهم باشد مشارالیه عرفا امین محسوب می شود. و تصاحب کردن برنج متعلق به شاکی موجود در انبار مشترک به وسیله فروختن ان جرم مشمول ماده مزبور خواهد بود.
شرط استرداد مال امانتی به صاحب مال3
در صورتی می توان گیرنده مال را به ارتکاب جرم خیانت در امانت محکوم کرد که وی موظف به مسترد کردن مال یا به مصرف معین رساندن ان باشد
رای شماره 1332-15/6/1317شعبه دوم دیوان عالی کشور
اگر مالی به هر عنوان به کسی سپرده شودو بنابراین استردادیا رسانیدن به مصرف معینی باشد و شخصی که مال نزداوبوده ان را به ضرر مالک تصاحب یا تلف یا مفقود یااستعمال نماید مستحق مجازات خواهد بود
البته با توجه به ماده 648 ق م. در مورد قرض و پس ندادن ان جرم خیانت در امانت رخ نخواهد داد
تعلق مال مورد امانت به غیر-4
در صورتی که مال امانتی متعلق به خود امین باشد جرم خیانت در امانت رخ نداده است .مثل وقتی که کسی که مال را رهن کرده برای مدتی به صاحب ان می سپارد تا بعدا از وی پس بگیرد .اگر رهن دهنده مال را پس ندهد چون مال متعلق به خودش بوده خیانت در امانت رخ نداده .
رای شماره 1849-18/10/1325شعبه 5 و رای شماره 2043 -18/7/1323شعبه 6 و رای شماره 6170-20/9/1337شعبه دوم دیوان عالی کشور
(با احراز شریک بودن متهم در مال موضوع تصرف غیر قانونی عمل ارتکابی او مشمول ماده 249قانون کیفری /قانون سابق/ و یا سایر مواد کیفری نخواهد بود .)
ج)حصول به نتیجه برای تحقق جرم خیانت در امانت
خیانت درامانت جرمی است انی و مقید که تحقق ان نیاز است به حصول نتیجه بنابر این جرم خیانت در امانت زمانی رخ می دهد که ضرری به مالک مال وارد شود . اعم از اینکه به فرد خائن سودی برسد یا نرسد .
مجازات جرم خیانت در امانت
در ماده 674ق م ا .مجازات جرم خیانت در امانت را از شش ماه تا سه سال حبس تعیین کرده است
بحث دوم :نکات مهم در مورد خیانت در امانت
در ماده 674 ق م ا .هر گاه اموال منقول یا غیر منقول یا نوشته هایی از قبیل سفته .چک . و قبض ونظایر ان . به عنوان اجاره یا رهن یا برای کالت یا هر کاری بااجرت یا بی اجرت به کسی داده شده باشد و بنا بوده است که اشیاءمذکور مسترد شود یابه مصرف معینی برسد.و شخصی که ان اشیاء نزد او بوده انها را به ضرر مالکین یامتصرفین انها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود نماید به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.
مو ضوع جرم مال منقول و غیر منقول و اسناد و نوشته ایی است که وسیله تحصیل مال می باشد .و شامل نوشته ها ی ساده ومعمولی نیست.
در ماده 674ق م ا .استعمال مال امانی و ضرر مالک یا تصاحب یا اتلاف یا مفقودکردن منوط به احراز سوء نیت است و در مورد ملک مسکونی استیجاری به صرف عدم تخلیه احراز این قصد بعید است .لذا استفاده مازاد ر مدت اجاره از مصادیق این ماده نمی باشد.
چنانچه دادگاه احراز کند که رسید ابرازی بابت استردادکالاوغیره بابت قرض یافروش جنس بوده است نمی تواند ان را از مصادیق خیانت در امانت تلقی کرد
چنانچه دادگاه احراز کند اموال نزد متهم امانت بوده وبنا بر استردادانها پس ازوقوع عقد ازدواج بوده وبعد از وقوع عقد ازدواج منتفی شده باشد مورد از مصادیق بزه خیانت در امانت است
ماده 673قانون مجازات اسلامی نیز جرم سوءاستفاده از سفید مهر یا سفید امضا را مطرح نموده که منظور از سفید مهر سندی ناقص است که تنهادارای امضا و یا مهر می باشدویا علاوه بر مهر و امضا مطالبی نیز در برگه درج شده و لیکن سند به طور ناقص تنظیم شده وتکمیل نگردیده است .این جرم مقید بوده و ورود ضرر در ان شرط است
استعمال ومصرف کردن مال امانتی مورد نظر
در این ماده قانونی شامل هر نوع مورد استفاده قرار دادن ناروای مال وسوءاستفاده از ان در غیر محل مورد نظر امانتگذار است.
نگهداشتن مقداری از اموال مورد امانت در مقابل مطالبه حق الزحمه نگهداری همان مال امانتی خیانت در امانت محسوب نخواهد شد.بلکه دعوای حقوقی بشمار می اید .
خیانت د رامانت نسبت به موردی که سند مالکی ملکی به شخصی سپرده می شود تا من مراجعه به بانک مبلغی وام اخذ نماید و امین ماذون از حدود اذن تجاوز می نماید وپس از مراجعه به بانک ملک را به بیش از مبلغ معین به رهن می سپارد و وام اخذ می نمایدو مبالغ زاید را خود تصاحب می نماید.در این مورد خیانت درامانت تردید وجود دارد .وشاید بتوان گفت که سپردن سند مالکیت ملک به منظور انجام کار معین به منزله سپردن خود مال باشد وچنین عملی خیانت در امانت تلقی می گردد
اگر کسی مالی را بفروشد و ضمن عقد بیع توافق شود که ثمن معامله ضمن فروش تدریجی کالا توسط خریدار به فروشنده نخست پراخت گردد وتا زمان پرداخت کامل ثمن مبیع در نزد خریدار امانت می باشد و با عدم پرداخت ثمن خائن در امانت محسوب می گردد..قانونا نمی تواند موجب تحقق جرم خیانت در امانت باشد زیرا عقد بیع از عقودتملیکی است و خریدارمالک مبیع است و نه امین مال و این نیز شرطی در عقد نمی توان نمود . و به طور کلی در هر عقدی که استرداد عین در ان شرط باشد خیانت در امانت قابل طرح است لذا در عقود تملیکی بیع .صلح .قرض.هبه و.... تحقق خیانت درامانت منتفی است
اگر کسی پولی را از شخصی گرفته و به اوسندی داده باشد که هر وقت از او مطالبه کرد ان را بپردازد خوداری گیرنده از پرداخت در موقع مطالبه خیانت در امانت نبوده مشمول هیچ یک از مواد جزایی نیست .
اگر شخصي براي کمک به دوستش در اسباب‌کشي منزل عنوان کند که بدون هيچ دستمزدي مال او را با وانت خود جا به جا خواهد کرد ولي به جاي تحويل اجناس آنها رابه فروش برساند، مرتکب جرم خيانت در امانت شده است بدون آنکه بين آن دو قرارداد ياعقدي وجود داشته باشد
گاهي اوقات امين خود را در تصرف مال اماني ذي‌حق دانسته و به خود اجازه دخل و تصرف در آن مي‌دهد. فرض کنيد شخص (الف) مبلغ دو ميليون ريال نزد شخص (ج) به امانت مي‌گذارد تا پس از دو هفته به وي بازگرداند ولي در پايان مهلت (ج) از بازگرداندن وجه به(الف) خودداري مي‌کند. با اين استدلال که (الف) به او مبلغ سه ميليون ريال بدهکار است. به عبارت ديگر او مدعي "داشتن حق بر گردن (الف)" مي شود. آيا در اين صورت شخص (ج) باز هم قابل تعقيب است؟
نظرغالب آن است که (ج) فاقد سوء نيت بوده و در واقع با اين عمل قصد احقاق حق دارد و به اصطلاح "تقاص می کند
عده‌اي يک قطعه زمين را مشاعاً شريک هستند و تمام شرکا مال را به امانت به يک نفر از ميان خودشان مي‌سپارند ولي او آن مال را به نفع خود تصاحب کرده و مي‌فروشد يا به اجاره واگذار مي‌کند. در اينجا دو نظر وجود دارد:
1_ عده‌اي از علماي حقوق اعتقاد دارند که در اينجا جرمي محقق نمي‌شود زيرا هر جزء از مال مشاع متعلق به کليه شرکاء از جمله همين شريک است.
2_ عده‌اي هم اعتقاد دارند اين شخص مالک تمام مال نبوده و اقدامات او فقط به اندازه سهمش صحيح است و اقدام او نسبت به سايرين، عملي مجرمانه محسوب مي‌شود.
به نظر مي‌رسد که نظر دوم با منطق وعدالت سازگارتر باشد. ولي درعين حال بين قضات نيز چنين اختلاف نظرهايي وجود دارد. به همين جهت است که درعمل، با برخوردهاي دوگانه اي با موضوع مواجه هستیم
عنصر روانی جرم خیانت در امانت
خیانت در امانت از جرایم عمدی بوده و برای تحقق ان لازم است مرتکب عمدا و از روی قصد اقدام کرده باشد . بدین ترتیب عنصر روانی جرم خیانت در امانت از دو بخش یعنی سوء نیت عام و خاص تشکیل می شود .
سوء نیت عام به معنای اراده و خواست و انجام فعل مجرمانه است . بنابراین اشخاصیکه در مستی یا خواب وبی هوشی و بی موالاتی اقدام نماید مسئول نخواهد بود
سوء نیت خاص نیز بدین معناست که شخص امین به قصد اضرار به تصاحب .استعمال مفقودکردن مال اقدام کرده باشد . لذا اگر شخصی به قصد جلوگیری از خراب شدن میوه هایی که دیگری نزد او سپرده انها را به فروش برساند و پول انها را نگه دارد.به علت فقدان قصد اضرار جرم خیانت در امانت تحقق نخواهد یافت .بدیهی است برای متزلزل شدن عنصرسوئ نیت خاص صرف قصد ونیت صادقانه مرتکب دایر بر استیفای حق خود کفایت می کند.بنابراین حتی اگر دادگاه مدنی بعدا از شکایت مالک مال علیه مرتکب رای داده و وی رامحکوم به بی حقی کند باز نمی تواند مرتکب را به دلیل عدم استردادمال امانی مورد مجازات قراردهد چرا که وی در زمان عدم استرداد فاقد سوء نیت بوده است.
نظریه شماره 1530/-4/3/1370اداره حقوقی قوه قضائیه (مفقود شدن وسایل مسافر بدون سوءنیت از طرف بنگاه خیانت در امانت تلقی نمی شود ولی متصدی بنگاه مکلف به جبران ان است
نکته**سوءاستفاده از ضعف نفس اشخاص –سوءاستفاده از سفید مهر –خیانت مستخدمین دولتی در اموال و اسناد دولتی /اختلاس/-جزءصور خاص جرم خیانت در امانت محسوب میشوند.
نکته***سوءاستفاده دلال.حق العمل کار یا مدیر تصفیه موجب اعمال مجازات های خیانت در امانت در مورد انها خواهد شد.
رای شماره 989-18/3/1319شعبه5 دیوان عالی کشور
نگه داشتن مقداری از اموال مورد امانت در مقابل مطالبه حق الزحمه همان اموال خیانت در امانت محسوب نخواهد شد .بلکه دعوای حقوقی بشمار می رود
رای شماره 4967-11/10/1336شعبه سوم دیوان عالی کشور
اگر کسی که موجر خانه استیجاری شاکی بوده از تسلیم اثاثیه خانه مذکور امتنا کندو تسلیم اشیاء مزبور را موکول به پرداخت بقیه مال الاجاره خانه نماید عمل از مصادیق ماده 241/قانون سابق/ق م ع نخواهد بود
البته گاهی مواردشخص مسئول جبران خسارت وارده است بدون اینکه مسئولیت کیفری متوجه او باشد. مثلا امینی که با تعدی و تفریط موجب اتلاف مال مورد امانت می گردد و در ارتکاب این افعال سوء نیت ندارد . از لحاظ مدنی مسئول ولی از جنبه کیفری مسئولیتی ندارد.
سؤال: معمولاً بعد از تحقق اختلاف بين زن و شوهر، زوجه براي مطالبه جهيزيه، عليه شوهر شکايت خيانت در امانت طرح مي‌کند. آيا شوهر تحت اين عنوان قابل تعقيب است؟
جواب: جهيزيه درايام ازدواج معمولاً دراختيار زوجه است و مورد استفاده زن و شوهر قرار مي‌گيرد. بنابراين به هيچ وجه نمي‌توان شوهر را امانت‌دار جهيزيه دانست. در اين مورد زن براي مطالبه جهيزيه بايد "دادخواست مطالبه " را به دادگاه حقوقي تقديم کند تا به حق خود برسد.
سؤال‌: براي تعقيب مرتکب جرم خيانت در امانت، بايد به کدام دادسرا يا دادگاه رجوع کرد؟
جواب‌: فرض کنيد شخص (الف) يک قطعه فرش را در تهران به شخص (ج) به امانت مي سپارد تا چند روز بعد به او برگرداند. شخص (ج) نيز آن را در شيراز مي‌فروشد. آنچه مسلم است، (ج) در شيراز مرتکب جرم شده زيرا مال مورد امانت در اين شهر فروخته شده و جرم موقعي محقق شده که مال مورد امانت به فروش گذاشته شده است؛ بنابراين در اين مورد بايد به دادگاهي در شهر شيراز که جرم در حوزه آن اتفاق افتاده است، مراجعه کرد.
عناصر جرم " خیانت در امانت "

عنصر قانونی جرم:
عنصر قانونی جرم خیانت در امانت، ماده ی 674 قانون مجازات اسلامی است.
عنصر مادی جرم:
عنصر مادی جرم خیانت در امانت شامل سه جزء به قرار ذیل است:
1.رفتار فیزیکی :یعنی استعمال،تصاحب،تلف یا مفقود نمودن مال مورد امانت که می تواند به شکل فعل یا ترک فعل باشد.اما عمدتاً به صورت فعل است.
2. شرایط و اوضاع و احوال جرم:
یعنی باید دارای شرایط زیر باشد:
موضوع جرم،مال یا وسیله ی تحصیل مال باشد.
مال مزبور به صورت قراردادی و با نیت استرداد یا مصرف معین سپرده شده باشد.
مال منقول یا غیر منقول باشد.
مال باید متعلق به غیر باشد.
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که اگر شخصی مال سپرده شده را استعمال،تصاحب،تلف یا مفقود کند و مال مزبور متعلق به خودش بوده باشد نه امانت گذار،آیا جرم خیانت در امانت محقق می شود؟به بیان دیگر همانطور که می دانید در فقه بحثی داریم به نام «تقاص»؛آیا در خیانت در امانت تقاص وجود دارد یا خیر؟
قانون ما متعرض به این مسئله نشده،اما هم در فقه و هم در رویه های قضایی،مواردی در این خصوص مشاهده می شود.به عنوان مثال؛(الف) از (ب) طلبی دارد و و (ب) طلب وی را پرداخت نمی کند.در این حالت (الف) از مال (ب) تقاص می کند.یعنی بدون اطلاع وی،تا میزان طلبش از امــوال (ب) برمی دارد.
تقاص شرایطی دارد که عبارتند از:
1. اختلافی در مسئله نباشد.یعنی هم تقاص کننده و هم تقاص شونده به اصل طلب متعرض باشند.
2. تقاص شونده از پرداخت دین امتناع کند.
3. تقاص نسبت به همان مال باشد.بنابراین اگر (الف) از (ب) نسبت به یک مال معین طلبی داشته باشد،امکان تقاص از مال دیگر جایز نیست.
اما به هر حال همانطور که در بالا آمد،قانون ما متعرض این قضیه نشده است،ولی در برخی موارد،که تقاص توأم با حسن نیت بوده،شخص مرتکب،از اتهام خیانت در امانت تبرئه شده است.به عنوان مثال در آرایی که از دیوان عالی کشور صادر شده،اقدام مرتهنی را که از استرداد مال خودداری می کند تا راهن پول وی را پرداخت کند،خیانت در امانت ندانسته است.یا دیوان مزبور،در بحث حق العملکاری،اقدام شخصی را که قسمتی از مال حق العملکاری را برای الزام به پرداخت حق الزحمه ی خود بر می دارد،خیانت در امانت ندانسته است.لذا به نظر دکتر میرمحمد صادقی نیز،اگر تقاص مثل موارد مذکور در بالا،ناشی از همان مال باشد،خیانت در امانت محقق نمی شود.اما در سایر موتردی که چنین ارتباطی میان مال و تقاص وجود ندارد،جرم خیانت در امانت را قابل تحقق می داند.
تقاص شرایطی دارد که عبارتند از:
جرم خیانت در امانت از زمره ی جرایم مقید است و رفتار مرتکب منتهی به نتیجه ی خاصی می شود.بدین ترتیب،ورود ضرر به مالک یا متصرف،بر اثر فعل مرتکب،لازمه ی تحقق خیانت در امانت است.در کلاهبرداری،نتیجه ی جرم،بردن مال غیر بود در حالی که انتفاع کلاهبردار از آن نیز شرط بود.اما در جرم خیانت در امانت،فقط ورود ضرر به مالک یا متصرف شرط است،حتی اگر خود خائن از مال منتفع نشده باشد.
عنصر روانی جرم:
عنصر روانی جرم خیانت در امانت،شامل دو جزء به قرار ذیل است:
1.سوء نیت عام : یعنی" قصد فعل یا عمل" و یا به عبارتی "اراده ی ارتکاب".بنابراین استعمال،تصاحب،تلف یا مفقود کردن مال باید ارادی باشد.
2. سوءنیت خاص: یعنی "قصد نتیجه".به عبارت دیگر در جرم خیانت در امانت،سوءنیت خاص،قصد و اراده ی ورود ضرر به مالک یا متصرف است.
به عنوان مثال ممکن است حیوان یا اموال فاسد شدنـی ای به دیگری سپرده شده و بنابر استرداد نیز باشد.اما در این دو مثال و سایر موارد مشابه آن،استعمال،تصاحب،تلف و مفقود نمودن،الزاماً به معنای خیانت در امان نیست.بلکه به فرض مثال،ممکن است حیوان بیمار شده و امین به همین دلیل آن را ذبح کند.یا اموال فاسد شدنی(مثل میوه) در حال فساد باشد و به همین دلیل امین آنها را بفروشد.در این موارد چون هدف امین نه تنها ورود ضرر به مالک یا متصرف نیست،بلکــه با این کار منفعتی هم به وی می رساند،لذا سوء نیت عام و خـاص مخدوش و بنابراین جرم خیانت در امانت محقق نمی شود.
بررسی جرم خیانت در امانت
امانت در اصطلاح عبارت است از مالی که بوسیله یکی از عقود امانی یا به حکم قانون، نزد شخصی باشد.[1] قانون‌گذار کیفری تعریفی از جرم خیانت در امانت ارائه نداده، لیکن حقوق‌دانان با توجه به مصادیق مذکور در ماده 673 و 674 قانون مجازات اسلامی 1375 خیانت در امانت را به عمل عمدی و بر خلاف امانت امین به ضرر صاحب مال تعریف کرده‌اند.[2]
جرم خیانت در امانت از گذشته‌های دور در جوامع بشری جرم¬انگاری شده¬است. در اسلام آیات و روایات زیادی وجود دارد که انسان‌ها را به رعایت امانت‌داری و ردامانت سفارش کرده¬است.

قران کریم در آیه 58 سوره نساء مردم را به رسانیدن امانت‌ها به صاحبان آنها امر فرموده¬است:
« إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا.... »

تاریخچه جرم خیانت در امانت
1. قبل از انقلاب
در ایران عنوان خیانت در امانت برای اولین بار در قانون مجازات عمومی سال 1304 به عنوان یکی از جرایم علیه اموال و مالکیت، جرم و قابل مجازات شناخته شده¬است.
ماده 241 قانون مجازات عمومی مصوب سال 1304 مصادیق جرم خیانت در امانت و مجازات آن را تعیین کرده بود. [3]
مصادیق موضوع جرم خیانت در امانت مذکور در این ماده عبارت بود از: اموال، اجناس، امتعه[4]، بلیط‌¬های بانک و نوشتجات.
با توجه به مصادیق مذکور در ماده 241 رویه قضایی دادگاه‌های ایران قبل از انقلاب آن بود که خیانت در امانت شامل مال غیر منقول نمی¬شود.[5]

2. بعد از انقلاب
با تصویب قانون مجازات اسلامی(تعزیرات) در سال 1362مواد 117، 118، 119 به ترتیب جایگزین مواد 239، 240 و 241 قانون مجازات عمومی شد و این مواد را به طور ضمنی نسخ نمود. مقنن با آوردن اصطلاح ابنیه[6] به‌جای امتعه در ماده 119قانون تعزیرات سال 1362 دامنه این جرم را به برخی ازاموال غیر منقول نیز گسترش داد.
در سال 1375 با تصویب قانون تعزیرات قانونگذار در مواد 673و 674 به جرم خیانت در امانت می¬پردازد و مقررات ماده 119 قانون مجازات اسلامی سال 61 را نسخ کرده¬است. [7]
باتوجه به این مواد، مصادیق موضوع جرم خیانت در امانت در قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 عبارتند از: سفید مهر یا سفید امضایی که به او سپرده شده¬است یا به هر طریق به دست‌آورده، اموال و اشیاء منقول و غیر منقول، نوشتجات از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن.
علاوه بر این بعضی از صور خاص خیانت در امانت هم در ماده 673 قانون مجازات اسلامی ذکر گردیده که به عنوان خیانت در امانت به معنای خاص مورد بحث قرار گرفته¬است.

عناصر تشکیل دهنده جرم خیانت در امانت
جرم خیانت در امانت از سه عنصر: قانونی، مادی، معنوی تشکیل شده‌است.

أ. عنصر قانونی جرم
عنصر قانونی جرم خیانت در امانت ماده 674 ق.م.ا مصوب 1375 می‌باشد.[8]

ب. عنصر مادی جرم
همانگونه که بعضی از حقوق‌دانان، عنصر مادی را متشکل از سه جزء رفتار فیزیکی ، شرایط، و نتیجه حاصله می¬دانند ؛[9] رکن مادی جرم خیانت درامانت عبارتست از:

1. رفتار فیزیکی
رفتار فیزیکی جرم خیانت در امانت عبارتست از استعمال، تصاحب، تلف و مفقود کردن مال مورد امانت که در ماده 674 بدان اشاره گردیده¬است. اگرچه به نظر برخی از حقوق‌دانان تمامی این صور از طریق فعل محقق است و ترک فعل نمی‌تواند عنصر مادی جرم موضوع این ماده باشد[10]؛ لیکن به نظر می¬رسد که در مواردی بخصوص تلف مال مورد امانت، ترک فعل نیز می تواند موضوع این ماده باشد[11].
مراد از استعمال؛ مصرف کردن یا استفاده کردن از مال مورد امانت است؛ برای مثال شخصی اتومبیل خود را به دوستش امانت می¬دهد تا در پارکینگ منزل خود از آن نگهداری کند ولی وی از آن برای مسافرکشی استفاده می¬کند.
تصاحب در اصطلاح حقوقی تصاحب عبارت است از تملک مال مورد امانت به هر نحو ممکن به قصد احراز مالکیت و تصرف آن.[12]
تصاحب وقتی نمود خارجی می¬یابد که همراه با برخورد مالکانه امین با مال مورد امانت باشد، و امین ضمن عدم استرداد مورد امانت، نسبت به آن اعمال آگاهانه¬ای به ضرر امانتگذار انجام دهد. همچنین لازم به ذکر است که مالک مال باید مال خود را از امین مطالبه نموده باشد، تا درصورت عدم استرداد مال از سوی امین، جرم خیانت در امانت محقق شود. دیوان عالی کشور در رای شماره 384/9561مورخه1316/2/26 اشعار می‌دارد: " اگر کسی مالی را از دیگری بگیرد که پس از رفع احتیاج رد کند، گرو گذاشتن آن نزد دیگری خیانت در امانت محسوب می¬شود."
همچنین امین باید درتصاحب مال، قصد و سوء نیت داشته باشد؛ در صورت عدم سوءنیت، فقط از نظر حقوقی ضامن است.[13]
تلف کردن یعنی نابود کردن یا از بین بردن عمدی مال امانی به هر وسیله ممکن باشد. اتلاف اعم است از تلف کل مال، یا جزء آن.
مفقود کردن یعنی مال را از دسترس مالک خارج کردن با حفظ و بقای عین آن؛ مانند اینکه امین انگشتر مورد امانت را در چاه بیندازد.

2. شرایط و اوضاع و احوال لازم برای تحقق جرم خیانت در امانت
موضوع جرم باید مال یا وسیله تحصیل مال باشد: نتیجه این مطلب این است که در مواردی مثل اینکه کسی فرزند یا اسرار مربوط به زندگی اجتماعی خود را در اختیار دیگری قرار دهد و دریافت کننده خلف وعده کند مورد شمول حکم خیانت در امانت نخواهد بود.[14]
مال به یکی از طرق قانونی به امین سپرده شده و استرداد آن و یا به مصرف معین رسیدن‌اش شرط شده باشد. پس اگر امین مال را بدون اطلاع و بر خلاف میل صاحب مال به دست آورد، عمل او سرقت خواهد بود نه خیانت در امانت.[15] رای شماره 1451 مورخه 30/6/1317 شعبه 5 دیوان عالی کشور این امر را مقرر می¬دارد.[16]
علاوه بر این، اصولا تنها عقودی که در آنها استرداد عین شرط است ممکن است منتهی به خیانت در امانت شود، ولی در عقودی همچون قرض و بیع که استرداد عین شرط نیست و یا ازلوازم ذات عقد نیست خیانت در امانت مصداق پیدا نمی¬کند.[17]
مال تعلق به غیر داشته باشد در صورتی که امین مالک عین مال سپرده شده به او باشد تصاجب مال توسط وی را نمی¬توان خیانت در امانت دانست.[18]
خیانت در امانت از زمره جرایم مقید می¬باشد، که تحقق آن منوط به این است که رفتار مرتکب منتهی به نتیجه خاصی شود. بر اساس ماده 674 ورود ضرر به مالک یا متصرف لازمه تحقق جرم می باشد.

ج. عنصر معنوی جرم خیانت در امانت
در رکن معنوی این جرم سه عنصر سوء نیت عام و سوء نیت خاص و علم به مالکیت غیر داشتن باید محقق شود. سوء نیت عام یعنی شخصی که اموال یا اشیاء نزد او بوده، آنها را به ضرر مالکین یا متصرفین، استعمال یا تصاحب یا تلف نموده باشد.[19] سوء نیت خاص یعنی قصد اضرار به غیر. حکم شماره 2501-15/8/1319 شعبه 2 دیوان عالی کشور مقرر می¬دارد: "تنها رد نکردن مال امانتی به صاحبش تمام ارکان بزه خیانت در امانت را تشکیل نمی‌دهد؛ بلکه بطوری¬که در ماده 241 قانون کیفر عمومی(ماده 647 ق.م.ا) قید گردیده باید تصاحب یا استعمال یا اتلاف یا مفقود نمودن آن براثر سوء نیت کسی که مال نزد او بوده محرز شود." همچنین نظریه مشورتی شماره 1251/7 اداره حقوقی قوه قضائیه اشعار می‌دارد:
مفقود شدن وسائل مسافر بدون سوء نیت از طرف بنگاه خیانت در امانت تلقی نمی¬شود ولی متصدی بنگاه مکلف به جبران آن است.

تفاوت جرم خیانت در امانت و کلاهبرداری
تفاوت عمده میان کلاهبرداری و خیانت در امانت از جهت حیله و تقلب است، تا آنجا که عمل واحد نمی¬تواند واجد هر دو عنوان کلاهبرداری و خیانت در امانت باشد. رجوع شود به رای شعبه دوم دیوان عالی کشور شماره 951مورخ 19/7/ 1317.[20]
تفاوت دیگر مربوط به عنصر نتیجه است. شرط تحقق کلاهبرداری انتفاع مجرم یا شخص مورد نظر او می¬باشد؛ ولی درجرم خیانت در امانت انتفاع خائن در امانت ضروری نیست.

تفاوت جرم خیانت در امانت و اختلاس
اختلاس یکی از فروض جرم خیانت درامانت می¬باشد؛ با این تفاوت که مرتکب اختلاس مأمور دولت بوده و نسبت به دولت یا اموال اشخاص که به حسب شغل یا مأموریت نزد وی بوده مرتکب خیانت می¬شود.[21]

مجازات خیانت در امانت
با استناد ماده 674 ق.م.ا مجازات جرم خیانت در امانت حبس از شش ماه تا سه سال می¬باشد.
جرم خیانت در امانت از جرایم غیر قابل گذشت است و ماده 727 ق.م.ا در احصاء جرایم قابل گذشت، ذکری از این جرم به میان نیاورده، هر چند که دارای جنبه خصوصی نیز است و گذشت شاکی فقط در این مورد موثر است.[22]
همچنین به موجب ماده 30 ق.م.ا خیانت در امانت غیر قابل تعلیق می‌باشد.
خائنین به امانات نیز به مجازاتهای تکمیلی ماده 19 ق.م.ا نیز محکوم می¬گردند
در قوانین و مقررات حقوقی اصولاً اصطلاح "در حکم"زمانی اطلاق می¬شود که دو موضوع از حیث ماهوی و ارکان با یکدیگر متفاوت باشند، ولی قانونگذار بخاطر مصالحی یکی را از نظر مقررات و احکام تابع دیگری قرار می¬دهد. جرم خیانت در امانت به آن دسته از اعمالی اطلاق می¬گردد که منطبق با قانون مجازات اسلامی می¬باشد، ولی مواردی یافت می¬شود که به اعمالی، جرایم در حکم خیانت در امانت اطلاق شده¬است.
جرایم در حکم خیانت در امانت عبارت است از "اعمال مجرمانه¬ای که قانونگذار ارتکاب آنها را به موجب قوانین متفرقه(غیر از قانون مجازات اسلامی) از نظر مجازات مشمول کیفر خیانت در امانت قرار داده¬است."[1] این جرایم از حیث عناصر و ارکان جرم با خیانت در امانت موضوع ماده 674 قانون مجازات اسلامی متفاوت است؛ لیکن قانونگذار حکم و مجازات خیانت در امانت را بر¬آنها بار کرده است.
مهم¬ترین قوانینی که این اعمال در آنها ذکر شده عبارت است از:

1- خیانت در امانت در قانون تصدیق انحصار وراثت[2]
2- خیانت در امانت در قانون ثبت اسناد و املاک[3]
3- خیانت در امانت در قانون تجارت[4]
4- خیانت در امانت در قانون شرکت‌های تعاونی[5]

خیانت در امانت در قانون تصدیق انحصار وراثت

به موجب ماده 11 قانون تصدیق انحصار وراثت مصوب مهرماه 1309 و اصلاحات بعدی آن، هرگاه متصرفان مال متعلق به اشخاص مجهول الوارث و یا بدهکاران به اشخاص مزبور، بعد از انقضای مدتی که به موجب ماده 6 همین قانون مقرر است، مال یا دین یا منافع حاصله از آن را مطابق تبصره ماده مذکور به دولت تسلیم و با تادیه ننمایند، به مجازاتی که به موجب قوانین جزایی برای خیانت در امانت مقرر است محکوم خواهند شد.
مطابق این قانون اموال منقول یا غیر منقول و وجه نقد متعلق به متوفای مجهول الوارث در نزد متصرفان آنها در "حکم امانت" است و چنانچه از تاریخ فوت متوفی ظرف مدت ده سال نسبت به اموال منقول و بیست سال نسبت به اموال غیر منقول، کسی به عنوان وراثت ادعایی نکند، آن اموال متعلق به دولت خواهد بود؛ ولی اگر متصرفان، آن اموال را به دولت تسلیم یا تادیه نکنند به عنوان خیانت در امانت مجازات خواهند شد.
به طوری که ملاحظه می¬شود قانونگذار در قانون تصدیق انحصار وراثت بر خلاف عناصر اصلی و اصول حاکم بر جرم خیانت در امانت در مقررات جزایی، تنها اقدام خاین نسبت به عدم تسلیم اموال غیر منقول به دولت را، مشمول حکم خیانت در امانت قرار داده است.[6]
در مورد مواعد ذکر شده در ماده 6 این قانون(ده سال نسبت به اموال منقول و بیست سال نسبت به اموال غیر منقول)، بعید است بتوان ادعا کرد که این موارد خاص، مشمول نظر کلی شورای نگهبان در مورد خلاف شرع بودن احکام راجع به مرور زمان قرار گیرد و بنابراین ، این موارد نیز مثل مرور زمان خاص راجع به چک همچنان معتبر می¬باشد.[7]

خیانت در امانت در قانون ثبت اسناد و املاک
ماده 28 قانون ثبت اسناد و املاک در رابطه با کسانی که در مورد املاک وقف و حبسی و ثلث باقی مانده باید تقاضای ثبت بدهند و همچنین کسانی که نسبت به ثبت این قبیل املاک باید عرض حال اعتراض داده و حقوق وقف و حبس و ثلث باقی را حفظ کنند مقرر می¬دارد: "هر گاه نسبت به این قبیل املاک به عنوان مالکیت، تقاضای ثبت شده و متولی یا نماینده اوقافی که به موجب نظامنامه مکلف به دادن‌ عرض حال اعتراض و تعقیب دعوی و حفظ حقوق وقف یا حبس یا ثلث باقی است، در اثر تبانی به تکلیف خود عمل ننماید به مجازات خیانت در امانت‌محکوم خواهد شد.
‌در مواردی نیز که تقاضای ثبت ملک دیگری بدون ذکر حقوق ارتفاقی املاک وقف و حبس و ثلث باقی شده است، هرگاه اشخاص مذکور در فوق در اثر ‌تبانی به تکلیف خود عمل ننمایند به مجازات خائنین در امانت محکوم می‌شوند."
همان گونه که از متن ماده ملاحظه می¬شود، عنصر اساسی در تحقق این جرم عبارت از تبانی اشخاص مسئول با متقاضی ثبت می¬باشد، به طوری که شخص مسئول در اثر تبانی به وظیفه خود دایر بر اعتراض نسبت به اصل ثبت املاک وقف و حبس و ثلث باقی به نام دیگران، و یا اعتراض نسبت به ثبت بی قید و شرط ملک دیگری بدو ن ذکر حقوق ارتفاقی آن املاک، عمل ننماید.[8]

خیانت در امانت در قانون تجارت
بر طبق موادی از قانون تجارت، دلال و حق العمل کار و مدیر تصفیه هرگاه بر خلاف وظایف قانونی خود عمل کنند، به عنوان خائن به امانت مجازات خواهند شد. ماده 349 قانون تجارت مصوب 1311 در مورد دلال مقرر می¬دارد: "اگر دلال برخلاف وظیفه خود نسبت به کسی که به او مأموریت داده به نفع طرف دیگر معامله اقدام نماید و یا برخلاف عرف تجارتی ‌محل از طرف مزبور وجهی دریافت و یا وعده وجهی را قبول کند مستحق اجرت و مخارجی که کرده نخواهد بود به علاوه محکوم به مجازات مقرر ‌برای خیانت در امانت خواهد شد."
همچنین به موجب ماده 359 به بعد قانون تجارت، هر حق العمل کاری که در اجرای وظیفه قانونی خود به ضرر "آمر" و از روی سوء نیت معامله¬ای انجام دهد، مستوجب مجازات خیانت در امانت خواهد بود. ماده 370 قانون تجارت مقرر میدارد: "اگر حق‌العمل‌کار، نادرستی کرده و مخصوصاً در موردی که به حساب آمر قیمتی علاوه بر قیمت خرید و یا کمتر از قیمت فروش محسوب ‌دارد مستحق حق‌العمل نخواهد بود، به علاوه در دو صورت اخیر آمر می‌تواند حق‌العمل‌کار را خریدار یا فروشنده محسوب کند.
‌تبصره - دستور فوق مانع از اجرای مجازاتی که برای خیانت در امانت مقرر است نیست."
مطابق ماده 440 قانون تجارت در نقاطی که اداره تصفیه تشکیل نشده است دادگاه ضمن حکم ورشکستگی، یک نفر را به سمت مدیریت تصفیه تعیین میکند و مطابق (‌ماده 555 ق. ت): "اگر مدیر تصفیه در حین تصدی به امور تاجر ورشکسته وجهی را حیف و میل کرده باشد به مجازات خیانت در امانت محکوم خواهد‌شد."

خیانت در امانت در قانون شرکت‌های تعاونی

چون اموال شرکت یا اتحادیه تعاونی نزد مدیران عامل یا سایر اعضای هیات مدیره یا کارکنان آنها، امانی محسوب می¬شود، لذا به موجب ماده 128 قانون شرکت‌های تعاونی(مصوب 16 خرداد 1350) هرگاه یکی از مدیران عامل یا اعضای هیات مدیره یا بازرسان و یا کارکنان شرکت‌ها و اتحادیه‌های تعاونی مرتکب خیانت در امانت در مورد وجوه و اموال شرکت یا اتحادیه شود، به حداکثر مجازات مقرر در ماده 241 قانون مجازات عمومی(سه سال حبس و جزای نقدی) محکوم می¬شود. با جایگزین شدن ماده 674 قانون تعزیرات سال 1375 بجای ماده 241 در حال حاضر مجازات این قبیل اشخاص بر اساس ماده 674 تعیین می¬شود؛ یعنی به حداکثر مجازت شش ماه تا 3 سال حبس محکوم می شود.

مجازات جرایم در حکم خیانت در امانت
جرایم در حکم خیانت در امانت از نظر مجازات تابع مجازات خیانت در امانت می¬باشند، و مرتکبین آنها باستناد ماده 674 قانون مجازات اسلامی مجازات می¬گردند. این ماده برای ارتکاب خیانت در امانت مجازات حبس از شش ماه تا سه سال را مقرر نموده¬است.
لازم به ذکر است که جرایم در حکم خیانت در امانت همانند خیانت در امانت دارای حیثیت عمومی و غیر قابل گذشت می¬باشند و گذشت شاکی و مدعی خصوصی فقط جنبه خصوصی بزه را رفع می¬کند و باستناد ماده 22 قانون مجازات اسلامی موجب تخفیف می¬گردد. ومجازات تعزیری به قوت خود باقی است.
همچین این جرایم به موجب ماده 30 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 همانند خیانت درامانت غیر قابل تعلیق می¬باشد.
محکومین این جرایم علاوه بر مجازاتهای اصلی ماده 674 به مجازاتهای تکمیلی ماده 19 قانون مجازات اسلامی نیز محکوم می¬گردند این ماده مقرر می¬دارد:" دادگاه می¬تواند کسی را به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیرات یا مجازاتهای بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تتمیم حکم تعزیری یا باردارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معین ممنوع و یا به اقامت در محل معین مجبور نماید."این مجازاتها باید در حکم دادگاه ذکر شود.

خيانت در امانت و تحليل رابطه امانى اين جرم از ديدگاه حقوق جزا
مقدمه:براى تحليل رابطه امانى در جرم «خيانت در امانت»، ابتدا لازم است جايگاه اين رابطه در ميان مباحث و فصول حقوق جزا مشخص گردد، سپس عناصر و مؤلّفه‏هاى اين رابطه و ويژگى‏هاى آن بررسى شوند؛ چرا كه در يك نظام متشكّل فقهى ـ حقوقى، جز از اين طريق نمى‏توان به تجزيه و تشريح دقيق يك جزء از اجزاى آن نظام دست يافت. از اين‏رو، در اين مقاله نخست نگاهى كلى خواهيم افكند به جايگاه جرم «خيانت در امانت» در حقوق جزاى اختصاصى، سپس عناصر تشكيل‏دهنده جرم مزبور را فهرست خواهيم كرد تا در پرتو آن با ديدى فراگير به بررسى عناصر خاص موجود در رابطه امانى مورد گفت‏وگو بپردازيم.
پس از ورود به بحث عناصر تشكيل‏دهنده رابطه امانى حقوقى، ضمن بررسى عنصر «سپرده شدن مال به امين» به عنوان يكى از زيرعنصرهاى ضرورى براى تحقق رابطه امانى، اقسام روابط امانى موجود در حقوق مدنى و جزا مدّ نظر قرار گرفته است كه در واقع، نقطه حساس و مركزى مقاله را تشكيل مى‏دهد. در پايان اين بخش، پس از بررسى نظريه مخالف در خصوص شمول جرم «خيانت در امانت» نسبت به روابط امانى قراردادى، قانونى و عرفى، نتيجه‏گيرى شده است كه جرم مذكور فقط در مورد روابطى صدق مى‏كند كه آگاهانه و به صورت اختيارى ميان مالك و امين بر قرار شده است. پس رابطه امانى مورد بحث در حقوق جزا صرفا مى‏تواند رابطه امانى قراردادى باشد، نه رابطه قراردادى قانونى يا عرفى؛ و از اين‏جا روشن مى‏گردد كه رابطه امانى مطرح در حقوق جزا (جرم خيانت در امانت) اخص از رابطه‏امانى‏مطرح‏شده‏درحقوق‏مدنى‏است.
در دو عنوان بعدى به دو زير عنصر ديگرِ عنصر سوم و اصلى رابطه امانى حقوقى به اجمال اشاره شده است. در عناوين متأخّر نيز دو ويژگى مهم ديگر رابطه امانى مذكور با توجه به قانون تعزيرات و آراء ديوان عالى كشور مطرح گرديده‏اند. در بخش پايانى مقاله نيز به بررسى ويژگى اثباتى (در قبال بررسى ويژگى‏هاى ثبوتى رابطه امانى مذكور در بخش‏هاى ما قبل آخر مقاله) رابطه امانى مذكور به عنوان رابطه‏اى كه مى‏تواند منشأ ايجاد يك جرم كيفرى شود، پرداخته شده است.
1. جايگاه جرم «خيانت در امانت» در حقوق جزا
حقوق جزا در يك تقسيم‏بندى كلى به دو رشته حقوق جزاى عمومى و اختصاصى تقسيم مى‏شود. حقوق جزاى اختصاصى نيز معمولاً در سه بخش مورد بررسى قرار مى‏گيرد:
الف. جرايم عليه اشخاص؛ ب. جرايم عليه اموال و مالكيت؛
ج.جرايم‏عليه‏آسايش‏وامنيت‏عمومى.
جرايم عليه اموال و مالكيت (مورد ب) نيز خود، شامل چهار نوع جرم مى‏شود كه عبارتند از: سرقت، صدور چك غيرقابل پرداخت، كلاه‏بردارى و خيانت در امانت.
مقاله حاضر به صورت كلى، در حيطه «جرم خيانت در امانت» و به صورت جزئى، در مورد رابطه امانى موجود در اين حيطه نكاتى چند را بيان مى‏دارد.
2. جايگاه رابطه امانى در جرم «خيانت در امانت»
براى بررسى رابطه امانى موجود در جرم «خيانت در امانت»، بايد عناصر تشكيل‏دهنده اين جرم، مورد بررسى قرار گيرند كه عبارتند از:
الف. عنصر قانونى: ماده 119 قانون تعزيرات؛
ب. عنصر مادى: 1. عمل فيزيكى: تصاحب، تلف، مفقود يا استعمال كردن مال سپرده شده؛
2. وجود رابطه حقوقى امانى: الف. موضوع جرم بايد عين مال يا وسيله تحصيل مال باشد.
ب. مال سپرده شده بايد متعلق به غير باشد.
ج. مال بايد به طريق قانونى، مشروط بر استرداد يا به مصرف معيّن رسانيدن، سپرده شده باشد.
3. حصول نتيجه مجرمانه: ضرر مالك يا متصرف قانونى؛ 4. وجود رابطه عليّت ميان فعل مرتكب و ضرر.
ج. عنصر روانى:1. سوء نيت عام: قصد ارتكاب عمل فيزيكى؛ يعنى عمد در تصاحب، تلف، مفقوديااستعمال‏نمودن مال سپرده شده؛
2. سوء نيت خاص: قصد رسيدن به نتيجه؛ يعنى قصد ايراد ضرر به مالك يا متصرف.(1)
3. بررسى عناصر تشكيل‏دهنده رابطه حقوقى امانى
جرم «خيانت در امانت» در صورتى محقق مى‏شود كه رابطه حقوقى امانى ميان امانتگذار و خائن برقرار شده باشد؛ يعنى اگر خائن بر خلاف رضايت مالك و توسط خودش، مال را تصاحب كرده باشد، جرم تحقق يافته از مصاديق سرقت خواهد بود، نه خيانت در امانت. از سوى ديگر، براى تحقق رابطه حقوقى امانى نيز وجود سه عنصر ضرورى است كه در توضيح عنصر مادى به آن‏ها اشاره شد. اكنون به بررسى تفصيلى هر يك از اين سه عنصر مى‏پردازيم:
الف. موضوع جرم بايد عين مال يا وسيله تحصيل مال باشد
همان‏گونه كه از ماده 241 قانون مجازات عمومى برمى‏آيد، اموال منقول قطعا مشمول اين جرم مى‏شوند و احتمال تعدى نسبت به آن‏ها بسيار است و طبق آراء ديوان عالى كشور، اين ماده شامل مال غير منقول نمى‏شود، اما قانونگذار با به كار بردن لفظ «ابنيه» به جاى «امتعه»، اموال غيرمنقول را نيز مشمول اين جرم قرار داده است. از اين‏رو، دعاوى كيفرى در مورد ارتكاب جرم «خيانت در امانت» در روابط مالك و مستأجر نيز قابل طرح هستند.
از سوى ديگر، با توجه به اين‏كه اجاره در اموال غير منقول جريان مى‏يابد، از اين‏رو، نمى‏توان به دليل آوردن بعضى از مصاديق مال منقول، عقد اجاره را تنها در مال منقول جارى دانست. يكى از حقوقدانان در تأييد اين نظر مى‏نويسد: «رويه عملى اين است كه خيانت در امانت اختصاص به مال منقول دارد و نسبت به مال غير منقول صادق نيست؛ چه آن‏كه استرداد مال و سپردن، فرع بر قابل نقل و انتقال بودن است و حال آن كه به نظر ما عناوين مذكور در ماده 241 ق. م. ع شامل اموال غير منقول هم مى‏شود؛ زيرا ممكن است كسى اموال غير منقول خود را به دست ديگرى بسپرد كه آن‏ها را اجاره داده يا سكونت نمايد يا تعميرات آن را صورت داده و يا به عنوان كار بى‏مزد در آن دخل و تصرف نمايد و پس از مدتى به صاحب آن، عين يا منافع آن را رد كند؛ چنان‏كه نظايرى بر اين معنا وارد است:
1. ماده 7 قانون جلوگيرى از تصرف عدوانى موضوع مال غير منقول، كه در دست امين باقى است و در صورت عدم استرداد به صاحب آن، يد امين عدوانى تلقّى مى‏شود، دليل صدق ادعاست.
2. يد متولّى در اموال غير منقول كه بايد طبق ماده 7 قانون اوقاف با اجازه و تصويب وزارت فرهنگ باشد؛
3. ماده 107 قانون ثبت اسناد و املاك مبنى بر اين‏كه ه
لینک مرجع